تبليغاتX
جامعترین وبلاگ نظامی فارسی
گشودن اسرار فنی آلمان نازی

شصت سال قبل، آمريکا دانشمندان نازی را برای هدايت پروژه های پيشرو اين کشور مانند رقابت برای تسخير فضا به خدمت گرفت. اين مردان تکنولوژی های مرزشکنی را در اختيار آمريکا گذاشتند که حتی امروز نيز در خط مقدم علم و تکنولوژی قرار دارد، اما اين دستاورد بی هزينه نبوده است.
پايان جنگ جهانی دوم شاهد تکاپوی فشرده برای دست يافتن به اسرار انبوه فنی آلمان نازی بود. متفقين برای به چنگ آوردن حداکثر تجهيزات و تخصص ممکن از ويرانه های رايش تقلا می کردند و همزمان سعی داشتند مانع دسترسی سايرين به اين اسرار شوند.
وسعت و عمق دستاوردهای فنی بسیار پیشرفته ی آلمان، کارشناسان متفقين که نيروهای مهاجم را در سال 1945 همراهی می کردند به حيرت افکند.

موشک وی-2 از اولین موشکهای زمین به زمین (ساخت آلمان نازی)

راکت های مافوق صوت، گاز عصبی، هواپيمای مجهز به موتور جت، موشک های هدايت شونده، فناوری تجسسی و آلات پيشرفته زرهی تنها برخی از فناوری های بديعی بود که در آزمايشگاه ها، کارگاه ها و کارخانه های نازی، حتی در زمانی که در آستانه شکست بودند، توسعه می يافت.
آمريکا و اتحاد جماهير شوروی در نخستين روزهای جنگ سرد درگير مسابقه ای عليه زمان برای شکستن اسرار علمی هيتلر شدند.
در ماه مه 1945، قشون تحت فرمان استالين آزمايشگاه های اتمی در موسسه معتبر کايزر ويلهلم در حومه برلين را تحت کنترل درآوردند و بذر آنچه را بعدا به زرادخانه وسيع اتمی شوروی بدل شد تقديم پيشوای خود کردند.
آمريکايی ها درست پيش از آنکه نيروهای شوروی مجتمع وسيع نوردهازن را که در دل رشته کوه های هارتز در صفحات مرکزی آلمان ساخته شده بود تصرف کنند، موشک های وی-2 را از آن خارج کردند.
به علاوه تيمی به سرپرستی ورنر وان بران که وی-2 را ساخته بود نيز به دست آمريکايی ها افتاد.

وان بران: چهره متشخص ناسا و افسر سابق اس اس

جنايات
هيو نِر، معاون فرمانده نيروی هوايی آمريکا در اروپا، کوتاه زمانی پس از به چنگ آوردن اين غنائم نوشت: "اشغال تشکيلات علمی و صنعتی آلمان اين موضوع را که ما در بسياری از زمينه های پژوهشی به گونه تکان دهنده ای عقب مانده ايم آشکار کرد."
"اگر از اين فرصت برای به چنگ آوردن تشکيلات و مغزهايی که آن را توسعه داده اند استفاده نکنيم و آن دو را فورا به کار نگيريم، بايد برای کشف عرصه ای که قبلا کاوش شده تلاش کنيم که ما را چندين سال عقب خواهد انداخت."
به اين ترتيب پروژه موسوم به "گيره کاغذ" آغاز شد که طی آن وان بران و بيش از 700 نفر ديگر از دانشمندان آلمانی را به طور مخفيانه بدون آگاهی متحدان آمريکا به آن کشور منتقل شدند. اين پروژه هدف پيچيده ای نداشت: "بهره برداری از دانشمندان آلمانی برای پروژه های پژوهشی آمريکا و جلوگيری از دسترسی اتحاد جماهير شوروی به اين معدن غنی فکری."
 پس از آن تحولات سريعی روی داد: پرزيدنت ترومن پروژه "گيره کاغذ" را در ماه اوت 1945 تصويب کرد و سه ماه بعد در روز 19 نوامبر نخستين گروه از دانشمندان آلمانی وارد خاک آمريکا شدند.
با اين حال يک مشکل عمده وجود داشت. ترومن به وضوح دستور داده بود که هرکسی که "عضويت او در حزب نازی ثابت می شود و در فعاليت های آن شرکت داشته يا از حاميان فعال حکومت نظامی نازی ها بوده است" از اين پروژه حذف شود.
براساس اين معيار، حتی شخص وان بران، برای خدمت در آمريکا واجد شرايط نبود. او علاوه بر عضويت در سازمان های مختلف نازی از اعضای بلندپايه "اس اس" (از سازمان های موازی گشتاپو) بود. در پرونده امنيتی او درج شده بود که وی يک "خطر امنيتی" به حساب می آيد.
افراد ذيل از جمله همکاران وان بران بودند:
آرتور رودلف، مدير کل عملياتی نوردهازن، جايی که 20 هزار برده که به کار اجباری واداشته شده بودند در جريان توليد موشکهای وی-2 جان باختند. او تيم سازنده راکت "Saturn V" را که "صد در صد نازی، از نوع خطرناک" وصف می شد سرپرستی می کرد.

آرتور رودلف: یک فرد 100 درصد نازی در استخدام ناسا

کرت ديبوس، متخصص پرتاب موشک و از افسران اس اس. در پرونده او آمده بود: "او بايد به عنوان تهديدی برای امنيت نيروهای متفقين تحت نظر و کنترل باشد." 
* هوبرتوس استراگهولد، که بعدا "پدر پزشکی فضايی" لقب گرفت سيستم های "زيست ياری" تعبيه شده در فضاپيماهای ناسا را طراحی کرد. برخی از زيردستان او در اردوگاه های داکائو و آشويتس، آزمايش های انسانی انجام می دادند، جايی که اسرای (کشورهای شرق اروپا) منجمد شده و در اتاقکهای کم فشار قرار داده می شدند که معمولن به مرگ آنها منجر می شد.
تمامی اين افراد از صافی اخلاقی گذرانده شدند تا به آمريکا خدمت کنند: ارتش آمريکا که پيروزی در جنگ سرد، نه برقراری عدالت را، نخستين اولويت خود می دانست، بر جناياتی که ادعا می شود اين افراد مرتکب آن شده بودند سرپوش گذاشت و لکه های سياه را از پيشينه آنها زدود.
و گيره ای که اطلاعات تازه آنها را در پرونده های شخصی محکم می کرد وجه تسميه کل اين عمليات شد. با گذشت شصت سال، ذره ای از اهميت ميراث آن پروژه کاسته نشده است.
می توان استدلال کرد که هواپيمای موسوم به "هورتن هو 229" با روکشی از تخته سه لای باردار کربنی با بال های رو به عقب که از چشم رادار مخفی می مانند و در سال 1944 ساخته شد نخستين هواپيمای تجسسی جهان بود.
ارتش آمريکا يکی از اين مدل ها را در اختيار شرکت هواپيماسازی "نورثروپ" گذاشت. اين شرکت بعدن بمب افکن های تجسسی بی-2 را که از کليه جهات کاربردی نمونه مدرن هورتون بود ساخت.

Horten GO 229 که بمب افکن آمريکایی B-2 با الهام از این طرح سال 1944 هواپيمای آلمانی ساخته شده

موشک های کروز هنوز بر طرح موشک وی-1 استوار است و موتور جتی که نيروی محرکه هواپيمای "هايپرسونيک" پيشرفته ناسا موسوم به ایکس-43 (با سرعتی پنج برابر صوت) را فراهم می کند تا حدود زيادی مديون پيشگامان صنعت جت آلمان است.
همچنین آلمان، تاسیسات بسیار عظیمی را در تلمارک واقع در نروژ برای تولید آب سنیگن و غنی سازی اورانیوم ایجاد کرده بود که اگر بمب افکن های انگلیسی آنجا را بمباران نمی کردند در همان سال 1944 اولین سلاح هسته ای آلمان، آمادهء استفاده شده بود.
علاوه بر اينها، شمار بزرگ اسناد پروژه گيره کاغذ که هنوز محرمانه است باعث شده بسياری از کارشناسان، از جمله نيک کوک، مشاور هوافضای "هفته نامه دفاعی جينز" مظنون باشند که آمريکا ممکن است به توسعه فناوری های حتی پيشرفته تر نازی پرداخته باشد که از جمله آنها دستگاه های ضدجاذبه است که منبع بالقوه ای برای مقادير وسيعی انرژی خواهد بود.
کوک می گويد که اين فناوری "می تواند چنان ويرانگر باشد که صلح جهان را به خطر خواهد انداخت و آمريکا تصميم گرفته است آن را برای مدت های مديد مخفی نگاه دارد."
اما خيلی ها ضمن کف زدن برای موفقيت غيرقابل انکار پروژه گيره کاغذ، ترجيح می دهند هزاران نفری را که جان باختند تا نوع بشر به فضا برود به ياد بياورند.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه سی ام خرداد 1385 و ساعت |
قابل توجه تمام دوستان

دوستان اگر سوالی داشته باشند میتوانند به دو طریق زیر آنرا با ما در میان بگذارند:

۱- در قسمت نظرخواهی همین پست آنرا بیان کنند تا در اسرع وقت به سوال آنها پاسخ داده شود.

۲- سوال خود را به ایمیل وبلاگ ارسال کنند تا جواب خود را بطور خصوصی دریافت دارند.

+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه سی ام خرداد 1385 و ساعت |
این روزها زمزمه های زیادی در خصوص حمله به ایران شنیده می شود. کارشناسان مسایل سیاسی, دفاعی و نظامی در گفتگوهای رسمی و غیر رسمی خود به بررسی این مسئله می پردازند, تحرکات مقامات سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل در کشورهای همسایه ایران (ترکیه, آذربایجان, گرجستان و...) زیاده شده و حتی سران کشورهای دنیا در مذاکرات و بازدیدهای معمول خود قسمتی از وقت خود را به بررسی و صحبت در خصوص فعالیت های هسته ای ایران اختصاص می دهند. این مسئله آنقدر شیوع پیدا کرده که حتی مردم ایران در کنار مطبوعات و سایر رسانه های داخلی در قبال آن واکنش نشان داده و در وبلاگها و سایت های اینترنتی خود مطالبی را در خصوص حمله احتمالی اسرائیل و آمریکا به ایران و تاسیسات هسته ای منتشر کرده اند. این مسائل در روزها و ماههای اخیر اذهان زیادی را به خود مشغول کرده, چه خبر شده؟ آیا قرار است جنگ جدیدی در منطقه خلیج فارس رخ دهد؟
هنوز هیچ کسی نمی داند که در آینده چه اتفاقی می افتد. آیا آمریکا و اسرائیل واقعا در صدد حمله به ایران و بمباران مراکز اتمی ایران می باشند؟
چنین حمله ای بطور حتم پیامدهای بدی خواهد داشت و تمامی معادلات سیاسی, نظامی وامنیتی خاورمیانه, حساس ترین منطقه جهان را بر هم می زند. تحلیلگران خارجی بر این باورند که آمریکا و اسرائیل به احتمال زیاد پیش از آنکه فرصت از دست برود تعدادی از مراکز هسته ای ایران را مورد حمله قرار می دهند!
اما شک و شبهه در این خصوص زیاد است و این اخبار در حالی منتشر می شود که هنوز گفتگوهای مقامات ایرانی برای حل مسالمت آمیز پرونده فعالیت های هسته ای ایران در جریان است و نتایج گفتگوهای اخیر انجام شده در مسکو حاکی از آن است که پرونده ایران از کانال گفتگوهای دیپلماتیک خارج نمی شود و به جبهه جنگ نمی رسد.
اما سوالی که وجود دارد این است که اگر هنوز امید به مذاکره از بین نرفته اسرائیل از کوبیدن بر طبل جنگ و قطعی جلوه دادن حمله غافلگیرانه به تاسیسات هسته ای ایران چه هدفی را دنبال می کند؟
در واقع می توان گفت سران اسرائیل قصد دارند با استفاده از سیاست تزریق ترس و نگرانی به افکار عمومی ایران ضعف نظامی و سیاسی خود را پنهان کنند چرا که از توان لازم برای حمله به ایران برخوردار نیستند و می دانند که در صورت بروز هرگونه حرکت نسنجیده ای در پیشدستی برای حمله نظامی به ایران خود بازنده جنگ با ایران می شوند.
در واقع می توان اینطور پیش بینی نمود که اصلا حمله غافلگیرانه وجود ندارد و سران اسرائیل فقط قصد دارند از این طریق فشارهای روانی در درون ایران را افزایش داده تا بلکه به این امید بتوانند خللی در اراده دولت و ملت ایران در خصوص ادامه فعالیت های هسته ای بوجود آورند.
همه می دانند که اسرائیل در آرزوی تضعیف قدرت ایران است و در این راستا سعی می کند به هر طریقی که شده (حتی جنگ) اهداف خود را عملی نماید. اما می توان گفت که آرزوی اسرائیل برای حمله به ایران و بمباران مراکز هسته ای ایران نظیر آنچه که در سال 1981 و در عراق انجام داد تنها یک آرزوی واهی و بدون پشتوانه است که اسرائیل هیچوقت نمی تواند آنرا عملی نماید. پنج دلیل وجود دارد که هر گونه حمله ای به ایران از سوی اسرائیل شکست می خورد. این دلایل عبارتند از :

1: اسرائیل نمی تواند از بمب اتم استفاده کند
هر چند که تسلیحات پیشرفته در دنیای امروز می تواند نقش یک فاکتور کلیدی را در بدست آوردن برتری های نظامی در جنگ بازی نماید اما آنچه مسلم است این است که نحوه واکنش طرف مقابل سرنوشت نهایی جنگ را مشخص می کند.
برای مثال بررسی تجربه جنگ ویتنام نشان می دهد که با وجودی که ارتش ایالات متحده با یک ماشین نظامی حرفه ای و مجهز به این کشور حمله نمود نتوانست به هدف مورد نظر خود دست یابد و نهایتا مجبور به عقب نشینی از ویتنام شد.
در واقع هیچ کسی فکر نمی کرد که آمریکا در نبرد با کشوری مثل ویتنام که از ارتش قدرتمندی برخوردار نبود و حتی از تجهیزات نظامی پیشرفته ای برخوردار نبود شکست برخورد اما به هر حال آمریکا با وجود تمام برتریهای نظامی که داشت شکست خورد.
این مسئله در مورد اسرائیل نیز صادق است. هر چند که اسرائیل از کلاهک اتمی برخوردار است و تجهیزات نظامی پیشرفته ای را از سوی آمریکا و سایر کشورهای غربی دریافت نموده ولی داشتن بمب اتم به تنهائی نمی تواند باعث پیروزی اسرائیل در جنگ احتمالی با ایران شود.
اسرائیل با دارا بودن 100 الی 200 کلاهک هسته ای تنها کشوری در منطقه خاورمیانه می باشد که از سلاح اتمی برخوردار است ولی بسیاری از کارشناسان مسایل دفاعی و نظامی بر این باورند که داشتن سلاح هسته ای به تنهایی کارت برنده اسرائیل برای پیروزی در جنگ با ایران محسوب نمی شود.
آنچه مانع از حمله اتمی اسرائیل به ایران می شود این است که ایران در واکنش به حملات اسرائیلی از سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی برای حمله به مناطق حساسی از اسرائیل استفاده می نماید که بررسی عوارض حملات تلافی جویانه ایران باعث می شود که اسرائیل از حمله اتمی به ایران منصرف شود.
انصراف اسرائیل از حمله اتمی به ایران به این علت است که این کشور بسیار کوچک بوده و بخش عظیمی از جمعیت آن در محدوده کوچکی در اطراف تل آویو متمرکز شده است, به همین علت این منطقه بسیار آسیب پذیر شده چرا که بیش از هفتاد درصد از کل جمعیت اسرائیل و هشتاد درصداز ساختار زیر بنایی اسرائیل در این منطقه متمرکز شده است.
در اینجاست که زندگی میلیون ها یهودی ساکن در اسراییل در معرض تهدید جدی قرار می گیرد و اسراییل پیش از آن که به فکر حمله پیشگیرانه به ایران باشد، باید به فکر جان آنهایی باشد که تمام جمعیت این کشور یهودی نشین را تشکیل داده اند.
به همین علت هر چند که اسرائیل از سلاح اتمی برخوردار است اما تمرکز اقتصادی و جمعیتی آن در یک نقطه چنان ضعفی را به ارتش اسرائیل تحمیل نموده است که هیچگاه نتواند در برابر ایران از سلاح هسته ای استفاده نماید چون در صورتی که ایران این مناطق را مورد حملات شیمیایی یا بیولوژیکی قرار دهد دیگر از اسرائیل چیزی باقی نمی ماند و همین مسئله سبب شده که سلاح های شیمیایی ایران بتوانند به تنهایی عامل بازدارندگی مستحکمی در برابر کلاهک های هسته ای اسرائیل ایجاد نمایند.

2: حمله هوایی به ایران در تئوری ممکن ولی در عمل غیر ممکن است
نیروی هوایی اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته ای عراق (اوسیراک) از 16 جت که ترکیبی از بمب افکن های F-15 و جنگنده های F-16 بود استفاده کرد.
یکی از علل موفقیت نیروی هوایی اسرائیل در آن عملیات فاصله پروازی مناسب میان اسرائیل و عراق بود که به جنگنده های اسرائیلی این امکان را می داد که بدون نیاز به سوختگیری هوایی بتوانند در زیر خط رادار پرواز کرده و خود را به اهداف مورد نظر برسانند ولی فاصله پروازی طولانی میان تهران و تل آویو مشکلات فنی بسیاری را بر سر حمله هوایی به ایران بوجود آورده که در حالیکه خطرات زیادی را برای هواپیماهای اسرائیلی بوجود می آورد بلکه موفقیت آمیز بودن آنرا نیز در پرده ای از ابهام قرار دهد.
وقتی که تمامی این موارد در کنار یکدیگر قرار می گیرند حمله به ایران بسیار مشکل و خطر ناک و به عبارتی غیر ممکن به نظر می رسد.
افسران نیروی هوایی اسرائیل و تحلیلگران مسایل دفاعی دانشگاه تل آویو و سایر تحلیلگران غربی که راههای حمله هوایی به ایران را بررسی کرده اند در بررسی های خود به این نتیجه رسیده اند که هیچ تضمینی برای موفقیت حمله هوایی موفقیت آمیز به مراکز هسته ای ایران وجود ندارد.
اگر اسرائیل بخواهد مجددا اقدام مشابهی نظیر عملیاتی که در اوسیراک را انجام داد در ایران نیز انجام دهد باید از ترکیبی از جنگنده های F-16I و F-16D استفاده نماید. این هواپیماها دارای برد کافی برای رسیدن به هدف های مورد نظر در ایران و بازگشت هستند، اما به خاطر سوخت گیری هوایی که در مسافت های طولانی لازم است، این هواپیماها نیز از کارآیی چندانی برخوردار نیستند چرا که ضعف نیروی هوایی اسرائیل در امکانات سوختگیری هوایی (اسرائیل از تانکرهای قدیمی – بوینگ 707 – استفاده می نماید) مانع از موفقیت آمیز بودن حملات هوایی به ایران می گردد.

F-16I


3: توان موشکی ایران قویتر از توان موشکی اسرائیل است
اگر اسرائیل بخواهد با موشک به مراکز هسته ای ایران حمله نماید همانطور که قبلا گفته شد بعید به نظر می رسد که از موشک های با کلاهک های هسته ای استفاده نماید بنابراین یکی از موشکهای که اسرائیل در صورت یک حمله موشکی احتمالی از آن استفاده می نماید موشک جریکو-2 است.
این موشک قابلیت رسیدن به ایران را دارد ولی با در نظر گرفتن احتمال خطای موشکها بر فراز چنین مسافت طولانی این موشک ها کاربرد کمی بر ضد تاسیسات هسته ای ایران خواهند داشت, مگر اینکه مقدار کافی از مواد منفجره را پخش نمایند که از آنجایی که در ساخت مراکز هسته ای ایران از مصالح ساختمانی مخصوص و منحصر به فردی استفاده شده و از آنجایی که بیشتر این مراکز در عمق زمین ساخته شده اند این موشک ها قابلیت چندانی برای نابودی مراکز هسته ای ایران ندارند.
از سوی دیگر ایران در سالهای اخیر موفق به طراحی و تولید نسل جدیدی از موشک های بالستیک شده و در زمینه طراحی و ساخت موشک از اسرائیل سبقت گرفته است. در حال حاضر موشک های شهاب -3 ایران می توانند اهداف دور دستی در خاک اسرائیل را مورد حملات دقیق قرار دهند. موشک های شهاب - 3 ایران با موفقیت آزمایش شده و کاملا قابل اطمینان هستند.
از سوی دیگر ایران انواع گوناگونی از موشک های پیشرفته و طولانی پرواز دیگری مثل موشک های کروز را نیز در اختیار دارد که ایران را در برتری موشکی منحصر به فردی نسبت به اسرائیل قرار داده است. این موشک ها هر چند از موشک های شهاب کندتر هستند اما مسیر پرواز آنها قابل پیش بینی نیست.
ارتش اسرائیل در سالهای اخیر سعی کرده است با خرید یا طراحی موشک های ضد موشک بتواند یک سیستم موشکی برای مقابله با موشک شهاب -3 تولید نماید ولی طبق اظهاراتی که از سوی مقامات ارشد وزارت دفاع این کشور بیان شده اسرائیل هنوز موفق نشده است که ضعف های موشکی خود را در مقابله با ایران جبران نماید و در صورت بروز یک جنگ احتمالی از این ناحیه متحمل خسارات های فراوانی خواهد گردید.

4: اسرائیل توانایی غافلگیری نظامی ایران را ندارد
پدافند عراق در ساعت 35/5 دقیقه بعد از ظهر یکی از روزهای گرم ژوئن در سال 1981 توسط شانزده جت نیروی هوایی اسرائیل که در زیر خط رادار و در موازت صحرا پرواز می کردند غافلگیر شد.
هواپیماهای اسرائیلی در یک سکوت رادیویی و زیر خط رادار طبق یک برنامه ریزی کاملا حساب شده به اهداف خود در جنوب بغداد رسیدند و در کمتر از 90 ثانیه تمامی تاسیسات هسته ای عراق را نابود کردند. آنها قبل از آنکه پدافند هوایی عراق بتواند واکنش موثری از خود نشان دهد اهداف خود را نابود کرده و بدون اینکه حتی کوچکترین صدمه ای ببینند به سوی تل آویو باز گشتند.
یکی از دلایل موفقیت آمیز بودن آن حمله مخفیانه بودن آن بود. وزارت دفاع اسرائیل خبر برنامه ریزی چنین حمله ای را حتی از سران کاخ سفید پنهان نگه داشته بودند و بدون اینکه از آنها اجازه بگیرند تصمیم به حمله به تاسیسات هسته ای عراق گرفتند.
اما مشکل فعلی اسرائیل این است که آنها دیگر نمی توانند یک حمله غافلگیرانه نظیر آنچه که در اوسیراک انجام دادند را در ایران عملی کنند زیرا در حال حاضر نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس حریم هوایی عراق و منطقه خلیج فارس را کنترل می کنند و اگر هواپیماهای اسراییلی بخواهند اقدامی علیه ایران انجام دهند باید از آمریکایی های اجازه بگیرند که آمریکا به راحتی با آن موافقت نمی کند
زیرا در حال حاضر آمریکا در عراق به گل نشسته است و همراهی با اسرائیل در یک جنگ جدید دیگر کابوسی برای ارتش آمریکا ایجاد می کند که اقتدار آمریکا در جهان را زیر سوال می برد, از طرفی اسرائیل به سختی می تواند بر فراز کشورهای عربی پرواز کند زیرا آنها دارای روابط سیاسی و اقتصادی گسترده ای با ایران می باشند و بعلت عقاید دینی و مذهبی نزدیکی که با ایرانیان دارند اجازه پرواز به هواپیماهای اسرائیلی برای حمله به ایران را نمی دهند.
در تئوری اسرائیل می تواند از پایگاه هایی در ترکیه به سوی اهداف مورد نظر در ایران پرواز کند. اما اجازه گرفتن از این کشور بسیار غیرمحتمل است. زیرا ترکیه در عین حال که در مورد برنامه تسلیحات هسته ای ایران نگران است ولی مخالف عمل بازدارنده علیه برنامه هسته ای ایران می باشد و از سوی دیگر اردوغان مجبور است پیش از هر نوع تصمیمی بازتاب های آنرا بر امنیت ترکیه و تمامی منطقه خاورمیانه بررسی نماید.
به هر حال اگر اسرائیل نهایتا موفق به کسب رضایت ترکیه برای استفاده از حریم هوایی این کشور برای حمله به ایران گردد باز نمی تواند یک حمله هوایی غافلگیرانه را اجرا نماید زیرا از طرفی سیاستمداران و فرماندهان عالی رتبه نظامی ایران از حمله اسراییل به تاسیسات هسته ای عراق درس گرفتند و تمامی مراکز و تاسیسات هسته ای خود را در سراسر ایران و در اعماق زمین پخش کرده اند که حتی موفقیت به حمله به آن مراکز نمی تواند خسارات جدی بر آنها وارد آورد، و از سوی دیگر در صورت مخابره حمله هوایی به یکی از تاسیسات هسته ای ایران تمام پدافند هوایی ایران به حالت آماده باش در می آید و نیروی هوایی ایران با کمک پدافند هوایی ایران که در مناطق مذکور به شدت مجهز بوده و از آموزش های خاصی برخوردار شده است ابتکار عمل را از دست نیروی هوایی اسرائیل خارج کرده و ضربات سختی را بر هواپیماهای متهاجم وارد می آورد.
در حقیقت باید گفت که هواپیماهایی اسرائیلی که بتوانند وارد آسمان ایران شوند دیگر نمی توانند از حریم هوایی ایران خارج گردند و توسط پدافند هوایی ایران شکار می شوند.
بنابراین اگر اسراییل بخواهد به تاسیسات هسته ای ایران حمله کند باید چندین بار اقدام به یک حمله هوایی گسترده نماید که موفقیت آمیز بودن چنین حملاتی بعید به نظر می رسد چون ایران از توان دفاعی بالا و یک پدافند هوایی مجهز و آموزش دیده برخوردار است.
بنابراین برای منهدم کردن موفقیت آمیز تاسیسات هسته ای ایران، اسرائیل باید اطلاعات کاملی در مورد مکان دقیق تاسیسات هسته ای ایران داشته باشد. برای اینکار نه تنها عکس برداری هوایی از مناطقی که تاسیسات هسته ای ایران مثل بوشهر و نطنز قرار گرفته است، لازم است بلکه باید سایر تاسیسات ایران شامل کارگاه های تولید سانتریفوژ و غیره نیز نابود گردند که این مسأله با توجه به قابلیت های بسیار بالای نیروی هوایی و توانایی پدافند هوایی ایران غیرممکن می نماید.
ضمن اینکه باید به این نکته توجه داشت که اسرائیل از چنین امکاناتی برخوردار نیست و این می تواند موانع جدی برای بمب افکن های اسرائیل که بر فراز مسافت طولانی پرواز می کنند به وجود آورد. با توجه به موارد فوق به نظر می رسد که احتمال حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران علاوه بر آنکه با ریسک بالای توام خواهد بود، برای این کشور مخاطراتی نیز به همراه خواهد داشت.

5: اسرائیل توان مالی لازم برای حمله به ایران را ندارد
هر چند که سران اسرائیل در اظهارات خود بارها تهران را تهدید به حمله نظامی کرده اند ولی هنگامی که صحبت از حمله به ایران جدی می شود آنها ترجیح می دهند که آمریکا و سایر متحدانش سکاندار حمله به ایران گردند.
در حال حاضر فضای سیاسی اسرائیل به علت پیروزی حماس در انتخابات فلسطین و مرگ مغزی آریل شارون چنان شرایط را سخت و دشوار کرده است که هر چند سران سیاسی و نظامی اسرائیل در اظهارات خود تهدید به حمله نظامی به ایران می کنند ولی در عمل نه توان نظامی برای عملی کردن تهدیدات خود را دارند و نه از توان مالی لازم برای حمله به ایران برخوردارند.
بنابراین آنها تلاش می کنند که از آمریکا و متحدانش برای حمله به ایران کمک بگیرند که در این مورد نیز نتوانسته اند موفقیتی بدست آورند زیرا اقتصاد آمریکا در حال حاضر در شرایط بسیار نابسامانی به سر می برد و هر گونه حمله نظامی به ایران باعث بالا رفتن قیمت نفت می گردد که آمریکا را از حمله به ایران پشیمان می کند, چرا که این کشور در حال حاضر هزینه های گزافی بالغ بر 300 میلیارد دلار در جنگ عراق هزینه کرده است و نه از توان مالی برای حمله به ایران و نه از حمایت مردمی لازم برخوردار است.
تمامی این دلایل می تواند دولت بوش را از ورود به یک ماجراجویی نظامی علیه ایران منصرف کرده که این موضوع نهایتا شکست دیگری برای تل آویو برای ایجاد یک جبهه جهانی برای تحت فشار قرار دادن ایران محسوب می شود.
تنها امیدی که در حال حاضر برای اسرائیل باقی مانده مشخص شدن نتیجه مذاکرات تهران – مسکو و تلاش برای تحریم اقتصادی ایران می باشد که بعلت حجم گسترده معاملات ایران با اکثر کشورهای جهان مخصوصا چین و روسیه بعید به نظر می رسد که اسرائیل بتواند در این عرصه نیز فشار چندانی را بر ایران تحمیل نماید.
هنگامی که 5 دلیل فوق را در کنار همدیگر قرار می دهیم می توان نتیجه گرفت که احتمال حمله نظامی از سوی اسرائیل و آمریکا به مراکز هسته ای ایران روز به روز کم رنگ تر می شود چرا که اسرائیل می داند فناوری های دفاعی ایران در حال گسترش است و موشک های شهاب 3 و 4 قادر به حمل کلاهک های هسته ای می باشند و حتی می توانند پایتخت های اروپایی را هم هدف قرار دهند.
پیچیدگی تاکتیکی و نظامی ارتش و سپاه ایران و حمایت گسترده مردمی در هنگام بروز تهدیدات خارجی سبب شده که ایران از قابلیت دفاع ملی گسترده ای برخوردار باشد و عملا تبدیل به یکی از ارتش های قدرتمند منطقه خاورمیانه گردد.
در حال حاضر بزرگترین نگرانی اسراییل از آن است که اگر ایران همچنان به توسعه و پیشرفت در عرصه های اقتصادی، علمی و نظامی ادامه بدهد در آینده ای نه چندان دور به قدرتمندترین کشور خاورمیانه تبدیل شده و منافع غرب در این منطقه حساس و نفت خیز جهان را با خطر مواجه سازد.
نکته ای که نباید فراموش کرد این است که از سال 1960 اسرائیل تنها رژیمی در میان کشورهای منطقه بوده است که از فناوری هسته ای برخوردار بوده و بنابراین تلاش این کشور برای انحصاری نگه داشتن این فناوری برای خود و جلوگیری از دستیابی سایر کشورهای منطقه به آن از ستون های ثابت سیاست دفاعی اسرائیل می باشد.
لذا غرب و مخصوصا اسرائیل برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به کشوری قدرتمند سعی می کنند با بزرگ نمایی و نظامی جلوه دادن فعالیت های صلح آمیز هسته ای این کشور موانعی بر سر راه پیشرفت های علمی این کشور ایجاد کنند تا از این طریق بتوانند همچنان سلطه خود را در منطقه خاورمیانه حفظ کنند.

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت |


سوخوی30 ام (Su-30M)  یک جنگنده چندمنظوره ی دونفره است که به طور کامل با جنگنده ی لاکهید مارتین F-15E ایالات متحده برابری می کند. مدل MK نوع ویژه ی صادراتی این جنگنده است. سوخوی30 یک مدل توسعه یافته از خانواده ی جنگنده های موفق سوخوی27 (فلانکر) است که توسط دفتر طراحی سوخو در مسکو به انجام رسیده و به وسیله ی شرکت ایرکوت (IRKUT) تولید شده است.
در این جنگنده از ادوات آویونیک و سیستم های ناوبری مشابه استفاده شده در سوخوی37 جهت ایجاد برتری هوایی و مانورپذیری بالا استفاده شده است. این جنگنده به موشکهای هوا به زمین بسیار دقیق مجهز شده است که یک مدل از این موشکها بردی برابر 120 کیلومتر دارد!
نیروی هوایی هندوستان 40 فروند از این جنگنده را در سال 1996 سفارش داد سپس 10 فروند دیگر را نیز به سال 1998 بر آن افزود. به سال 2006 ، 18 فروند SU-30K به سطح تکنولوژیکی مدل MKI ارتقا داده شدند. اولین 10 فروند نمونه ی آماده شده ی از مدل MKI مجهز به سیستم تغییر بردار رانش (یعنی خروجی متغیر موتورها) و رادار بهبود یافته در سپتامبر 2002 آماده گشتند ولی مرحله نهایی تکامل این جنگنده تا سال 2004 به طول انجامید.


صنایع هوای فضای هندوستان (HAL) پس از اطمینان از کیفیت بی نظیر این جنگنده، قراردادی را با روسیه برای تولید (مونتاژ) 140 فروند از این هواپیما تحت نظارت شرکت سوخو در هندوستان بین سالهای 2003 تا 2017 به امضاء رساند. اولین نمونه ی مونتاژ شده در هندوستان در نوامبر 2004 به نیروی هوایی هند تحویل گشت.
تعداد 38 فروند SU-30MKK و 24 فروند مدل ناونشین SU-30MK2 که قابلیت تغییر بردار رانش ندارند، هم اکنون در نیروی هوایی چین مشغول خدمت می باشند.
در سال 2003 مالزی سفارش 18 فروند SU-30MKM را به روسیه داد که قرار است بین سالهای 2006 تا 2007 تحویل داده شوند. این در حالی است که کشور مالزی پیشتر جنگنده های F/A-18C از ایالات متحده دریافت کرده بود و پس از قیاس، جنگنده ی سوخوی30 را بسیار بالاتر تشخیص داد.

کابین خلبان
کابین خلبان دو نفره است. سیستم های آویونیک سوخوهای مخصوص نیروی هوایی هند (SU-30MKI) توسط شرکت RPKB ساخته شده اند. (Ramenskoye Design Bureau)

نمایشگرهای LCD درون کابین ساخت شرکت تالس (Thales)  (همان سکستانت فرانسه= Sextant Avionique) هستند که شامل 7 نمایشگر LCD رنگی و یک نمایشگر سربالا (Head Up Display) مدل VEH3000 می باشند. شش نمایشگر 127 در 127 میلی متری و یک نمایشگر 152 در 152 میلی متر است. SU-30MKI همچنین یک مکان یاب جهانی با دقت بسیار بالا ساخت شرکت ساژم (SAGEM) فرانسه و یک مکان یاب لیزری دارد. در کابین عقب نیز، یک صفحه ی نمایش تک رنگ بزرگ جهت هدایت موشکهای هوا به زمین تعبیه شده است.

ZHUK-27

SU-30M یا با رادار بسیار قدرتمند N010 ZHUK-27 ساخت فازاترون مجهز می شود یا از رادار پالس – داپلر NIIP N011M بهره می برد.
در مدل SU-30MKI از رادار N011M استفاده شده است که می تواند همزمان تا 15 هدف هوایی را رهگیری کند. همچنین سنسورهایی برای کنترل فضای پشت هواپیما تعبیه شده و اطلاعات آن در صفحه ی رادار منعکس می شود.

N011M

تسلیحات
این جنگنده به مسلسل بسیار قدرتمند 30 میلی متری GSH-301 با 150 تیر فشنگ مجهز شده است.

در این جنگنده 12 مکان حمل تسلیحات پیش بینی شده است که می تواند تا میزان 8000 کیلوگرم مهمات را به همراه غلافهای هدایت لیزری و سیستم منحرف کننده ی موشکهای ضدهوایی حمل کند.

موشکهای هوا به هوا
SU-30M همانند مدل SU-30 می تواند هم زمان دو هدف هوایی را رهگیری کند. این جنگنده حداکثر تا 6 موشک هوا به هوای میان برد از نوع R-27RE (این موشک در ناتو به نام َAA-10C یا ALAMO-C شناخته می شود) می تواند حمل کند.
همچین موشکهای R27TE (نام ناتو = AA-10D یا ALAMO-D) و موشکهای ویمپل RVV-AE (نام ناتو = AA-12 ADDER) نیز از جمله ی تسلیحات است.

AA-12

R-27

در یک ماموریت رهگیری هوایی به طور معمول از دو موشک میان برد AA-10D و شش موشک بردکوتاه حرارت یاب از نوع ویمپل R-73E (نام ناتو = AA-11 یا ARCHER) استفاده می شود.

R-73

تسلیحات هوا به زمین
این جنگنده یک سیستم با صفحه ی نمایش بزرگ هدایت موشکی دارد.
موشکهای هوا به زمین شامل چهار موشک ضدرادار، شش موشک بسیار دقیق هدایت لیزری یا شش موشک بردکوتاه هدایت تلویزیونی می شوند.
این هواپیما همچنین دارای جایگاه مخصوص پرتاب موشک دوربرد 120 کیلومتری نیز می باشد. برای پرتاب به سوی اهداف دور از موشکهای KH-29 (نام دیگر: AS-14) استفاده می شود که برای این مسافتهای دور همزمان از دو صفحه ی نمایش هدایتی استفاده می شود. این موشک بسیار قدرتمند دارای سرجنگی 317 کیلوگرمی می باشد.

KH-29

از دیگر موشکهای دوربرد می توان به موشک KH-31A (نام دیگر: AS-17 یا Krypton) و موشک KH-59M (نام دیگر: AS-18 یا Kazoo) اشاره کرد.

جنگنده ی سوخوی30 چینی هنگام شلیک موشک KH-31A

KH-31A


برای ماموریتهای ضدکشتی از یک موشک مافوق صوت به نام Raduga 3M80E Moskit استفاده می شود.
موشک Moskit

سایر تسلیحات قابل حمل
از دیگر مهمات هوا به زمین این جنگنده می توان انواع بمب، راکت و غلافهای راکت انداز را نام برد.
همچنین این جنگنده می تواند بمب های AB-500 ، KAB-500KR و KAB-1500KR و راکتهای 80 میلی متری و 130 میلی متری و 250 میلی متری (موسوم به S-25) را حمل و پرتاب کند.

قابلیت عملیات ضدعمل الکترونیک
این جنگنده مجهز به یک رادار ضدعمل الکترونیک پیشرفته می باشد که توسط وزارت دفاع هند به اسرائیل سفارش داده شده و اکنون در هند ساخته می شود.

موتورها
SU-30MK به وسیله دو موتور ساخت ساترن AL-37FP با قابلیت تغییر بردار رانش (خروجی موتور تغییر جهت می تواند بدهد) به پرواز در می آید. این همان موتوری است که بر روی جنگنده ی سوخوی37 نیز نصب شده است.
سیستم هدایت و کنترل این جنگنده بر اساس محاسبات و کنترل سیستم بردار تغییر جهت هر موتور عمل می کند. خروجی های موتور تا 15 درجه در طرفین می توانند تغییر جهت دهند. در هنگام معیوب شدن این سیستم، خروجی های موتور توسط سیستم هیدرولیک هواپیما به حالت عادی بازگردانده می شوند.
این جنگنده به طور معمول 5090 کیلوگرم سوخت را در سه محل تعبیه شده در داخل بدنه ی هواپیما می تواند حمل کند که با احتساب مخازن سوخت خارجی این مقدار به عدد 9400 کیلوگرم می رسد.
این جنگنده همچنین مجهز به غلاف مخصوص سوختگیری هوایی است. برد عملیاتی این جنگنده تا 3000 کیلومتر است که با استفاده از امکان سوختگیری هوایی این مقدار به 5200 کیلومتر افزایش می یابد.

سیستم فرود
این جنگنده از سیستم هیدرولیکی برای جمع کردن سه چرخ هواپیما استفاده می کند که توسط شرکت Hydromash ساخته شده است. برای جلوگیری از داغ شدن چرخها پس از ترمز از یک سیستم خنک کننده الکتریکی استفاده می شود.
همچنین یک چتر ترمز برای کاهش سرعت هنگام فرود در انتهای بدنه تعبیه شده است.

داستان پرفراز و نشیب SU-30MKI در نیروی هوایی هند
جنگنده ی سوخوی30 نخستین بار برای تامین نیاز اتحاد شوروی پیشین تکمیل شد. اما به علت دارا بودن امکانات و طراحی فوق العاده با موفقیت تمام توانست به بازار هواپیماهای چندمنظوره دست یابد. (Multi Role)
با این وجود، نخستین مشتری این هواپیما، یعنی کشور هند دشواری های بسیاری با آن داشته است و تحویل این جنگنده به هند به علل عدم تکمیل طرح، تا به حال چندین بار به تعویق افتاده است.
هواپیمای سوخوی30 (فلانکر) در ابتدا Su-27PU نامیده می شد. این هواپیما از نمونه ی دوسرنشینه و آموزشی Su-27 به نام Su-27UB برگفته شده بود. نمونه ی اصلی Su-27 اگرچه تک سرنشینه بود، ولی برد و مداومت پروازی زیادی داشت که این مداومت پروازی در مدل دوسرنشینه Su-27UB به علت گنجایش کمتر مخازن سوخت، بسیار کمتر بود ولی مدل UB بازهم یک هواپیمای دوربرد به شمار می آمد. در سال 1985، Su-27UB وارد خط تولید شد و در همین سال نیز کار روی تغییر آن به یک جنگنده ی بسیار دوربرد آغاز شد.
برنامه ی Su-27UB در سال 1986 آغاز شد. باید برد Su-27UB با سوختگیری هوایی باز هم بیشتر می شد تا این جنگنده بتواند در اعماق خاک اروپای غربی به عملیات بپرازد. بنابراین یک غلاف سوختگیری هوایی در سمت چپ بدنه نصب شد. با اضافه شدن این غلاف، سیستم جستجوگر Infrared یا IRST (سیستمی که بدون رادار و با استفاده از حرارت موتور هواپیمای دشمن، آن را رهگیری می کند) به سمت راست هواپیما منتقل شد و با این کار زاویه ی دید بهتری نیز برای خلبان ایجاد شد.
دومین نمونه ی Su-27UB به عنوان نخستین جنگنده ی عملیاتی رهگیر و دوربرد و با نام Su-27PU استفاده شد. در جریان یکی از پروازهای آزمایشی دوربرد، این هواپیما در مدت 15 ساعت و 24 دقیقه، مسیر 13440 کیلومتری بین مسکو و کامسامولسک را با انجام 4 سوختگیری هوایی پیمود و دوباره به پایگاه خود بازگشت.
آزمایشها بسیار موفقیت آمیز بودند و نشان دادند که Su-27 باید توانایی انجام پروازهای دوربردتر نیز داشته باشد. بنابراین باید به سیستم های آویونیک دوربرد بسیار دقیق و مطمئن و راحتی خلبان توجه بیشتری می شد.
بدین ترتیب تغییرات دیگری نیز در دو پیش نمونه ی Su-27PU داده شد. تقویت بخش مرکزی و سیستم لندینگ (ارابه ی فرود) برای تحمل وزن برخاست بیشتر از جمله تغییراتی بود که ناشی از حمل سوخت بیشتر ناشی شده بود. در پایان پروژه ی تکمیل مدل UB در 31 دسامبر 1989، نخستین پرواز خود را با ترکیب و تغییرات جدید انجام داد.
به دنبال پایان آزمایشها در کارخانه و سفارش این نمونه به وسیله نیروی هوایی هند، هردو Su-27PU به مرکز پژوهشهای پروازی روسیه تحویل شدند. نخستین هواپیمای تولید شده در 14 آوریل 1992 اولین پرواز خود را انجام داد. این هواپیما به همراه دومین نمونه ی تولیدی Su-27PU برای انجام آزمایشات بیشتر در کارخانه و نیروی هوایی هند استفاده شدند. در آن زمان این دو هواپیما سیستم های جنگ افزاری نداشتند اما توانایی سوختگیری هوایی و تجهیزات هدایت و آویونیک دوربرد و دقیق خود را حفظ کرده بودند و با رنگهای سفید، قرمز و آبی دوباره رنگ آمیزی شده بودند.

این هواپیماها با عنوان Su-27PUD به گروه آکروباتیک خلبانان آزمایشگر در ژوکوفسکی تحویل داده شدند. در بین سالهای 1992 تا 1998 تنها تعداد انگشت شماری از این هواپیما ساخته شد.
سوخوی به امید این که سرمایه گذاری روی یک هواپیمای جدید، آسانتر صورت می گیرد، این سوخوی27 جدید را Su-30 نامید اما مشتری اصلی با این طرح موافقت نکرد و به زودی سرمایه گذاری روی این طرح قطع شد. بنابراین تنها 5 فروند PU به هند تحویل داده شدند و 8 فروند دیگر به دلیل نبود سرمایه جهت تکمیل، در کارخانه متروک ماندند. این شکست سنگین، سوخوی را ناامید نکرد و این شرکت به بازاریابی برای این هواپیما جهت مشتریان جدید پرداخت و آن را Su-30K نامید.
سوخوی در عین حال که مدل Su-27PU را تکمیل می کرد، یک نمونه ی تک سرنشین با نام Su-27P نیز طراحی کرد و ساخت. سیستم های این نمونه نیز همانند Su-27PU بود. اما تک سرنشین بودن آن سبب شد که بهره برداری کامل از مداومت پروازی بالای این هواپیما غیرممکن شود و این نمونه به هیچ یک از مشتریان ارائه نشد. البته دو فروند از این نمونه به گروه خلبانان آزمایشگر موسسه پروازی گروموف تحویل شد و با نام Su-27PD به Su-30 های قبلی این گروه پیوستند. با پیش بینی نیاز اندونزی، یک نمونه ی تک سرنشینه ی دیگر به عنوان اثبات گر تکنولوژی بالای سوخوی27 به نام Su-30KI ساخته شد.
از آنجا که برای هواپیمای دوسرنشینه و رهگیر Su-30KI مشتری پیدا نشد، سوخوی توانایی هوا به زمین محدودی به آن افزود و Su-30M (در این حالت M مخفف کلمه ی Multipurpose است) را تولید کرد. این نمونه با نام گذاری مجدد به نام Su-30MK فقط برای ارائه به مشتریان خارجی در نظر گرفته شد.

سوخوی در نمایش این جنگنده – بمب افکن درنگ نکرد و آن را با جنگ افزارهای نمایشی در نمایشگاه هوایی پاریس در سال 1993 به نمایش گذاشت. با وجود رنگ آمیزی زیبا و خوشبینی مقامات سوخوی به فروش بالای این جنگنده، پس از مدتی کارشناسان و مقامات رسمی نمایشگاه متوجه شدند که این هواپیما یک فروند Su-27UB با کابین بدون تغییر بوده است! با وجود اینکه گفته می شود Su-27PU پیش نمونه و الگوی ساخت Su-30MK بوده است، اما به نظر می رسد که این هواپیما در آن زمان وجود خارجی نداشته است!
در سال 1994 با تغییر یک فروند از هواپیماهای Su-30 ، تکنولوژی بالای این جنگنده به نمایش درآمد. این هواپیما دارای غلاف سوختگیری هوایی، سیستم های جهت مداومت پروازی طولانی تر و تجهیزات آویونیک دوربردتر بود. اما هنوز فاقد سنسورهای لازم برای شناسایی اهداف زمینی و حمله به آنها بود و صفحات نمایشی LCD نداشت. این هواپیما برای شرکت در یک نمایش مهم در کشور شیلی، سراسر اقیانوس آتلانتیک را بدون سوختگیری هوایی! پیمود و پس از آن در نمایشگاه سال 1994 برلین و سپس در نمایشگاه فارنبرو شرکت کرد.
Su-30MK با جگ افزارهای هوا به زمین نمایشی در این نمایشگاهها شرکت کرد و نمایشهای آن بسیار مورد توجه قرار گرفت. احتمال می رود علاقه ی هند نیز از نمایشهای همان سال سرچشمه گرفته باشد.
نیروی هوایی هند (IAF) به منظور تکمیل و جایگزینی جنگنده های قدیمی خود نظیر میگ21 و میگ27 همواره از مشتریان خوب جنگنده های روسی بوده است. پیشتر از این، صنایع هوافضای هند تحت لیسانس شرکت میگویان گیرویچ، هواپیماهای میگ21 و میگ27 را تحت لیسانس تولید (مونتاژ) کرده بود. در آن زمان قرار بود جنگنده های MiG-29A جایگزین میگهای21 و فرسوده ی ناوگان هوایی هند شوند و شمار زیادی از این میگهای29 در هند مونتاژ شوند. با این وجود، هنوز درباره ی توانایی رزمی مدل A این جنگنده نکات مبهم و تردیدهای زیادی وجود داشت به خصوص پس از جنگ خلیج فارس و نبرد بالکان، توانایی هایی میگ29 بسیار مورد تردید قرار گرفته بود. هند به یک جنگنده ی چندمنظوره با توانایی حمل مهمات و برد پروازی زیاد نیاز داشت که این امر به هیچ وجه از پس جنگنده ی ضعیف MiG-29A بر نمی آمد. برخی از مقامات نیروی هوایی هند بر این عقیده بودند که به جای مدل A مدل MiG-29M خریداری شود که توانایی خوبی در Ground Attack دارد و سوختگیری هوایی نیز در آن پیش بینی شده است. اما مقامات عالیرتبه ی هند با این خرید موافقت نکردند (شاید دلائل سیاسی وجود داشت) افزون بر این، با توجه به سیاست سازمان صادرات جنگ افزار روسیه، پشتیبانی و خدمات خوب و مناسبی از میگ29 صورت نمی گرفت (؟) و این موضوع در اعتبار دفتر طراحی میگ تاثیر بسیار منفی گذاشته بود. بدین ترتیب هندی ها احساس کردند Su-30MK می تواند جانشین خوبی برای MiG-29M باشد. از سوی دیگر با توجه به اینکه سوخوی30 از همان نوع رادار سوخوی27 استفاده می کرد که برای هدایت مهمات هوا به زمین خود از سنسورهای ناشناخته ای استفاده می کرد این عقیده به وجود آمد که سیستم های هدایت تلویزیونی و هدایت راداری این جنگنده از MiG-29M ضعیف تر است. همچنین در نیروی هوایی با سابقه ای از جنگنده های دو نفره داشتند، دید مثبتی به این جنگنده وجود نداشت.
اما سوخوی از سفارش هند برای خرید سوخوی30 تقریبن مطمئن شده بود به خصوص که پیشتر از این نیروی هوایی هند جنگنده ی Su-27IB را جایگزین سوخو24 های قدیمی و ضعیف خود کرده بود. با ادعای شرکت سوخوی مبنی بر توانایی های فوق العاده ی سوخوی30 ، علاقه ی هندی ها به سوخوی30 بازهم بیشتر شد.
بالاخره در 30 نوامبر 1996 قرارداد 8/1 میلیارد دلاری برای خرید 40 فروند Su-30MK امضاء شد. در ضمن این قرارداد سوخوی متعهد شد این جنگنده ها را همگی با استاندارد ثابت MKI تحویل دهد. قرار شد نخستین گروه هواپیماهای تحویلی به هند از نوع Su-27K باشند که Su-30MK-I (سری 1) نیز نامیده می شوند و این گروه نخست از سوخوها برای آموزش و آشناسازی خلبانان هندی از مارس 1997 به کار گرفته شوند. به دنبال تحویل این نمونه های اولیه، 8 فروند از نمونه ی Su-30MK-II (سری 2) نیز در سال 1998 مجهز به سیستم های الکترونیکی ساخت Sextant Avionique فرانسه تحویل شدند. سیستم فرانسوی شامل LCD های رنگی، سیستم GPS ، تجهیزات ضدعمل الکترونیک ساخت اسرائیل و سیستم هدفگیری تصویری بسیار دقیق و یک گیرنده ی و هشداردهنده ی راداری بود که به خلبان اطلاع می داد توسط رادار دشمن مورد رهگیری قرار گرفته یا موشکی بر روی جنگنده قفل شده است. قرار شد که 12 فروند دیگر Su-30MK-III (سری 3) در سال 1999 و آخرین گروه 12 فروندی دیگر یعنی Su-30MK-IV (سری 4) با موتورهای بسیار پیشرفته ی تغییر دهنده خروجی AL-37FP در سال 2000 تحویل شوند.

سیستم تغییر دهنده ی خروجی موتورها در این شکل به خوبی معلوم است:

بدین ترتیب در مارس 1997 هند چهار فروند Su-30MKI دریافت کرد. ولی بسیاری از متخصصین هندی عقیده داشتند که این هواپیما تفاوتی چندانی با مدل Su-27UB ندارد.

عملیاتی شدن Su-30MKI در هند
پس از مونتاژ اولیه در هند، نخستین اسکادران این هواپیماها در نیروی هوایی هند در 11 ژوئن 1997 وارد خدمت شدند. در مارس 1998 این هواپیماها با شرکت در یک تمرین سخت و مهم با بمب های سقوط آزاد (غیرهدایت شوند) به 11 هدف حمله کردند.

نیروی هوایی هند این توانایی را ناشی از تکنولوژی پیشرفته ی سوخوی30 می دانست ولی ناظران بی طرف نظامی، تنها توانایی خلبانان هندی را در این امر موثر می دانستند.
و اما تحویل گروه 8 فروندی سری دوم در سال 1998 به دلیل آزمایشات هسته ای هند از طرف روسیه معلق ماند. ولی برخی ناظران نظامی دلیل این تاخیر را ناتوانی نیروی هوایی هند در تکمیل سیستم های الکترونیک پروازی مناسب برای این هواپیما دانسته اند. زیرا بر پایه ی قرارداد فی مابین هند و روسیه، سازمان پژوهش و توسعه ی دفاعی هند مامور تکمیل سیستم های کامپیوتری و الکترونیکی این هواپیما شده بود که در عمل به دلیل ناتوانی تکنولوژیکی هیچگاه موفق به اینکار نشد و نهایتن یک سیستم جایگزین از روسیه خریداری و نصب شد.
همچنین نصب سیستم هدآپ (نمایشگر سربالا که اطلاعات پروازی را روی شیشه جلوی خلبان منعکس می کند) و همچنین سایر سیستم ها نظیر GPS ، سیستم های ناوبری دقیق، سیستم های ضدعمل الکترونیک، سیستم غلاف سوختگیری هوایی و . . . تا پایان سال 1998 به تعویق افتاد. هرچند وزیر دفاع هند این تعویق ها را به دشواری های موجود در زمینه اجازه ی واردات این گونه ادوات حساس از کشورهای غربی اعلام کرد.
در سال 1999 تعداد درخواستی هند از روسیه از 8 فروند به 18 فروند افزایش یافت که با توجه به تاخیرهای ایجاد شده بسیاری از مقامات هندی این موضوع را توجیه ناپذیر می دانستند.
در 28 دسامبر 2000 قراردادی برای تولید 140 فروند Su-30MKI با موتورهای تغییر دهنده ی خروجی AL-31FP در مدت 17 سال و نرخ تولیدی حدود 10 تا 12 فروند در سال با روسیه به امضاء رسید. ضمنن هند حق صادرات این جنگنده را نداشت اما به دلیل مشارکت مالی در تولید این جنگنده این اجازه را یافت تا سوخوی بدون هماهنگی هند اقدام به فروش این جنگنده به کشور دیگری نکند و در صورت فروش به کشور ثالث، هند در تولید آن مشارکت داشته باشد.
بدین ترتیب نیروی هوایی هند تاسیساتی را با سرمایه گذاری 160 میلیون دلاری تاسیس کرد تا این جنگنده ها در آنجا مونتاژ شوند و در کل، محاسبات نشان داد که این مونتاژ حدود 10 درصد از قیمت تمام شده ی هر سوخوی30 را می کاهد.
در سال 2000 دو فروند آواکس روسی A-50 با خدمه ی مجرب روسی به همراه یک اسکادران از سوخوهای هندی به کار گرفته شدند و ضمن این آزمایش مشخص گردید که توان رهگیری این هواپیما بدین ترکیب بسیار افزایش می یابد اما فرمانده نیروی هوایی هند با خرید A-50 مخالفت کرد و به جای آن خرید هواپیمای پیش اخطار فالکن ساخت اسرائیل را در نظر گرفت. فالکن اسرائیلی اکنون به نام کندر و برپایه ی هواپیمای ایلیوشین76 روسی برای نیروی هوایی هند ساخته می شود.

A-50 روسی

Phalcon Delivered to India = Condor

مخالفان هندی به بهانه ی اینکه این هواپیما بیش از حد پرهزینه و برد آن بیش از اندازه ی مورد نیاز هند است! به مخالفت با برنامه ی ساخت این هواپیما در هند پرداختند. ولی فرمانده ستاد هوایی هند در دفاع عنوان کرد که این جنگنده افتخار نیروی هوایی هند است.
در برنامه ی رهگیری و شکار هوایی این جنگنده در نیروی هوایی هند، این جنگنده با چهار موشک دوربرد RVV-AE و چهار موشک بردکوتاه AA-11 تجهیز می شود. هرچند عنوان می شود که موشک RVV-AE هنوز عملیاتی نیست و بر روی هیچ جنگنده ای نصب نشده است.
طبق آزمایشات خلبانان آزمایشگر نیروی هوایی هند، برد رادار این جنگنده 300 کیلومتر اعلام شد! که از برد رادار تمام جنگنده های غربی (منجمله رپتر و نایت هاوک) بسیار بیشتر است و می تواند به عنوان یک پیش اخطار آواکس، انجام وظیفه نماید.
همچنین یک خلبان آزمایشگر هندی دیگر نیز ادعا کرد که تنها با 40 فروند از این هواپیما می توان تمام 700 فروند هواپیمای دیگر نیروی هوایی هند را در نبرد هوایی به راحتی نابود کرد.
یک خلبان میگ29 هندی نیز دو نفره بودن سوخوی30 و حمل همزمان 12 موشک هوا به هوا را یک امتیاز بزرگ می داند که این امر (دو نفره بودن) از درگیری ذهنی شدید خلبان هنگام نبرد می کاهد هرچند ابعاد بزرگ این جنگنده، شناسایی جشمی و راداری آن را آسان می سازد.

استاندارد روسی MKI
تکمیل استاندارد MKI با مشکلات فراوانی همراه بود. پیش نمونه ی Su-30MKI با بکار گیری موتورهای تغییر دهنده ی خروجی AL-31FP و سیستم های الکترونیک روسی و رادار جدید فازاترون بر روی یک Su-27PU شکل گرفت و اولین پرواز خود را در یکم ژوئیه ی 1997 انجام داد. دومین پیش نمونه ی Su-30MKI روسی نیز در 23 آوریل 1998 پرواز کرد اما در جریان نمایش هوایی پاریس به سال 1999 ، کنترل هواپیما بر هم خورد و خلبانان مجبور به اجکت شدند.


گفته می شود نخستین مدل عملیاتی هندی Su-30MKI اولین پروازش را در 23 سپتامبر سال 2000 انجام داده است. این نخستین پرواز Su-30MKI هندی بود که دارای سیستم های الکترونیک پروازی ساخت فرانسه، روسیه، اسرائیل و . . . بود!
دومین پیش نمونه ی هندی Su-30MKI ستاره ی نمایشگاه هوایی سال 2001 هلند شد. این اولین نمایش پروازی جنگنده ی استاندارد و تکمیل شده ی Su-30MKI هندی بود. در جریان این نمایشگاه، فرمانده نیروی هوایی هند با آن پروازی نمایشی انجام داد و سپس در مصاحبه با خبرنگاران آن را بسیار تحسین نمود.

امروزه انتظار می رود 50 فروند نمونه ی کامل و استاندارد شده ی Su-30MKI در نیروی هوایی هند مشغول خدمت باشند که بدین ترتیب رقیب نیروی هوایی هند یعنی پاکستان هیچ توانی برای روبه رو شدن با نیروی هوایی هند ندارد و از قبل شکست خورده به حساب می آید.
اکنون گفته می شود هند در حال ارتقا این هواپیماست که گاهن با نام Su-35UB یا Su-37VB از آن یاد می شود.
همکاری روسیه و هند، نمونه ی بسیار خوبی برای دست یابی کشورهای جهان سوم به جنگنده های پیشرفته و نسل پنجم محسوب می شود. چنین همکاری مشترکی، انبوهی از تجارب گرانبها را در اختیار نیروی هوایی ضعیف هند قرار داد.

مشخصات کلی
کشور سازنده: روسیه
شرکت سازنده: سوخوی
قیمت: 35 میلیون دلار آمریکا
هواپیماهای معادل: سوخوی34 ، سوخوی33 ، سوخوی37، F-15E و F-14D
طول بدنه: 94/21 متر
ارتفاع از سطح زمین: 36/6 متر
وزن خالص: 17700 کیلوگرم
وزن نرمال: 25670 کیلوگرم
حداکثر وزن: 34000 کیلوگرم
حداکثر وزن مهمات قابل بارگذاری: 8000 کیلوگرم
وزن نرمال بارگذاری: 1400 کیلوگرم
حجم سوخت: حداکثر 5090 کیلوگرم در مخازن داخلی
حجم کلی سوخت: 9400 کیلوگرم
موتور: دو موتور توربوفن AL-31
سرعت نرمال: 1380 کیلومتر بر ساعت
حداکثر سرعت: 2125 کیلومتر بر ساعت (3/2 ماخ در ارتفاع 10000 فوتی)
درجه ی اوج گیری: 230 متر بر ثانیه
برد عملیاتی: 3000 کیلومتر
حداکثر برد با سوختگیری هوایی: 5200 کیلومتر
حداکثر برد عبوری: 6990 کیلومتر
مسافت لازم جهت برخاست: 550 متر
مسافت لازم جهت فرود: 670 متر
حداکثر شتاب g قابل تحمل: 9+

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت |

سلام دوستان

بر آن شدم تا مقاله ای هم از گذشته های دور در وبلاگ قرار بدم و همش به چند دهه اخیر بسنده نکنیم.

به همین خاطر این مطلبی را که مشاهده میکنید در وبلاگ قرار دادم. امیدوارم خوشتون بیاد.


 

جنگ خندق، كه به جنگ احزاب نيز معروف است، در شوال سال پنجم هجرت بعد از غزوه بنى نضير واقع شد. اين جنگ همان طورى كه از نامش (احزاب) پيداست، جنگى بود كه در آن تمام قبايل و گروههاى مختلف دشمنان اسلام، عرب، مشرك و يهود، بر ضد اسلام با هم متحد شدند و نيروى عظيمى را تشكيل دادند و براى محو اسلام و نابودى مسلمانان عازم مدينه شدند. و نزديك به يك ماه مدينه را محاصره كردند و چون مسلمانان براى جلوگيرى از پيشروى دشمن، اطراف مدينه را به صورت خندق درآورده بودند، اين جنگ را غزوه «خندق» مي ‏نامند.

 

جنگ احزاب آخرين تلاش دشمن

اين جنگ آخرين تلاش دشمن بود كه پيروزى در آن به نفع هر گروه تمام مى‏شد، سرنوشت آن گروه را مشخص مى‏كرد. به همين دليل هنگامى كه قهرمان بزرگ عرب، «عمرو بن عبدود» در برابر قهرمان رشيد اسلام، امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع) قرار گرفت، رسول خدا (ص) فرمود: «بَرَزَ الإيمانُ كلُّهُ إلى الشركِ كُلِّه؛ تمام ايمان در برابر تمام كفر قرار گرفت.» چرا كه پيروزى على بن ابى‏طالب (ع) بر عمرو، يا عمرو بر على (ع) پيروزى ايمان بر كفر و يا پيروزى كفر بر ايمان بود؛ به عبارت ديگر، سرنوشت آينده اسلام و شرك با اين كارزار رقم مى‏خورد. لذا پس از پيروزى اسلام در اين جنگ، قريش ديگر نتوانست خود را سازماندهى كند و براى هميشه ابتكار عمل به دست مسلمانان افتاد و قدرت دشمن براى هميشه شكسته شد و ستاره اقبالشان به افول گراييد. اين پيروزى در حقيقت نقطه عطفى در تاريخ اسلام به شمار آمد و كفه موازنه قوا را در ميان اسلام و كفر براى هميشه به نفع مسلمانان بر هم زد؛ به طورى كه دشمنان قسم خورده اسلام، ديگر قدرت جنگيدن با سپاه اسلام را نداشتند بر همين اساس بود كه پيامبر اسلام بعد از پايان جنگ فرمود: «الآن نَغزوهم و لا يَغزوننا؛ اكنون ما با آنها مى‏جنگيم، اما آنها قدرت جنگيدن با ما را ندارند.»

 

تشكل شرك و كفر در نابودى اسلام
كفار مكه و قريش همواره در كمين بودند تا به نحوى بر پيكر اسلام و مسلمانان ضربه وارد نموده، و در فرصت مناسبى به جانب پايگاه اسلام، مدينه لشكر كشى كنند، تا اسلام را نابود نمايند. همزمان با جنگ احزاب، عامل ديگرى سبب شد كه شعله اين جنگ روشن شود و لشكر ده هزار نفرى متشكل از كفر و شرك و يهود، به جانب مدينه سرازير شوند. اين عامل، فتنه و تحريك يهود «بنى نضير» بود كه كفار مكه را تشويق به جنگ كردند و قول همكارى و پشتيبانى به آنها دادند. بنى نضير گروهى از يهود بودند كه در كنار مدينه ساكن و با مسلمانان پيمان دوستى و عدم تعرض بسته بودند. يهوديان بنى‏نظير به پيمان خود عمل نكردند و به دنبال فرصتى بودند تا پيامبر (ص) را به قتل برسانند؛ اما قبل از آنكه آنها طرح خود را عملى سازند، جبرئيل امين نازل شد و حضرت را از توطئه آنها آگاه ساخت و پيامبر (ص) بلافاصله مكان خود را تغيير داد و از محل توطئه خارج شد. بدين ترتيب نقشه ‏هاى آنها نقش بر آب شد. پس از اين حادثه، رسول خدا توطئه بنى‏نضير را نقض آشكار پيمان عدم تعرض دانست و به آنها پيام فرستاد كه ده روز فرصت دارند شهر مدينه را ترك كنند و يا آماده جنگ باشند. طايفه بنى نضير در ابتدا با تكيه بر وعده سركرده منافقين يعنى «عبد اللَّه بن اُبّى»، به مدت بيست روز پس از پايان مهلت، ايستادگى كردند اما چون توان مقاومت نداشتند، خانه ‏هاى خود را تخليه كرده و به سوى خيبر - واقع در چند فرسخى مدينه - رهسپار شدند. ماجرا در اينجا خاتمه نيافت؛ زيرا دشمنى و خصومت آنان نسبت به اسلام و پيامبر خدا بيش از اينها بود. پس از اين حادثه، چند نفر از بزرگان و رؤساى بنى نضير مانند «سلام ابى الحقيق» و «حيى بن أخطب» در رأس هيأتى عازم مكه شدند و آمادگى خود را براى جنگيدن با مسلمانان به اطلاع سران قريش رساندند، و به آنها قول دادند تا آخرين نفس در كنار مشركان مكه بايستند و با پيامبر اسلام بجنگند. بدين ترتيب مشركان مكه را آماده جنگ كردند و از آنجا به سراغ قبيله «غطفان» - كه از يهوديان بودند و دشمنى سرسختى با اسلام داشتند - رفتند و آنها را نيز تشويق به جنگ با مسلمانان نمودند. آنها هم به درخواست آنان رأى موافق دادند، مشروط بر اين كه پس از پيروزى، محصول يك ساله خيبر به آنها پرداخت شود. اما كار در اينجا خاتمه پيدا نكرد و قريش با هم‏پيمان خود قبيله «بنى سليم»، و غطفان هم با هم ‏پيمان خود قبيله «بنى اسد» مكاتبه نموده و آنها را براى شركت در اين لشكر كشى دعوت نمودند، و اين قبايل هم دعوت آنها را پذيرفتند و در روز معين كفر و شرك و يهود كه از اسلام سيلى خورده بودند و يا براى آينده خود احساس خطر مى‏كردند، دست به دست هم دادند و با ده هزار نفر به فرماندهى ابو سفيان عازم مدينه شدند، تا كار اسلام را يكسره كنند و پيامبر (ص) را به قتل برسانند و مسلمانان را قتل عام نمايند و اموال آنها را به غارت برده و زنانشان را به اسارت ببرند. اما خداى بزرگ غير از اين را خواست، لذا با شكست آن گروهها و احزاب، پيروزى نصيب مسلمانان شد و براى هميشه چراغ كفر و بت پرستى خاموش و چراغ اسلام روشن گرديد.

 

آگاهى پيامبر (ص) از حركت دشمن و حفر خندق

رسول خدا از هنگامى كه به مدينه هجرت كرد و حكومت اسلامى را پايه‏گزارى نمود افراد آگاه و بصيرى را به اطراف مى‏فرستاد تا اوضاع دشمن را به اطلاع او برسانند تا غافلگير حملات مخالفان اسلام نشود. از اين رو وقتى سپاه شرك و كفر و با كمك يهود در جنگ احزاب رهسپار مدينه شدند و فكر مى‏كردند پيامبر اسلام از اين نيروى عظيم ده ‏هزار نفرى بيخبر است، با خوشحالى و پايكوبى و با تصور اين كه اين مرتبه كار مسلمانان را تمام خواهند كرد، مى‏آمدند. اما خبر حركت سپاه دشمن بوسيله گروهى از قبيله خزاعه پس از چهار روز به گوش پيامبر (ص) و مردم مدينه رسيد. اهل مدينه از شنيدن اين خبر سخت به وحشت افتادند. اين شايعه منتشر شد كه نيروهاى اسلام در جنگ احد از نيروى دشمن كه سه هزار نفر بود شكست خوردند، اكنون چگونه با سپاه ده هزار نفرى مجهز به تمام وسايل جنگى مقابله خواهند كرد. پيامبر (ص) بدون آنكه تحت تأثير شايعات قرار گيرد با درايت و كمال قدرت و شهامت تصميم به چاره‏جويى و برنامه‏ريزى براى مقابله با دشمن گرفت. از اين رو بلافاصله جمعى از بزرگان و فرماندهان اسلام را به مشورت فراخواند و شوراى دفاعى تشكيل داد، تا از تجربيات تلخى كه از «غزوه احد» داشتند براى مقابله با دشمن نيرومند برنامه‏ ريزى كنند. نتيجه اين شورا آن شد كه همه فرماندهان به اتفاق آراء نظر دادند كه در مدينه بمانند و از داخل شهر با لشكر دشمن بجنگند. اين پيشنهاد مورد قبول پيامبر (ص) قرار گرفت، اما اين برنامه براى مقابله با دشمن كافى نبود؛ زيرا سيل خروشان سپاه عرب و هجوم هزاران جنگجو، مسلمانان را از پا درمى‏آورد و شهر مدينه را در هم مى‏شكست.

سلمان فارسى كه از فنون رزمى ايرانى‏ها آشنايى كامل داشت، و نخستين جنگى بود كه در ركاب پيامبر (ص) حاضر بود، براى جلوگيرى از حمله لشكريان دشمن به داخل شهر مدينه، پيشنهاد كرد: خندقى در اطراف شهر مدينه حفر شود تا نيروهاى مهاجم نتوانند براحتى وارد مدينه شوند. اين وسيله دفاعى تا آن روز در جزيرة العرب سابقه نداشت و تاكتيكى نو به حساب مى‏آمد. پيشنهاد از آنجا كه هم از نظر نظامى و هم از نظر تقويت روحيه براى مسلمانان مهم بود و هم موجب تضعيف دشمن مى‏شد، مورد پسند سپاهيان اسلام قرار گرفت و به اتفاق آراء به تصويب رسيد. از آنجا كه نظر سلمان فارسى پديده‏اى نو و تاكتيك نظامى بسيار جالبى بود. همچنين او مردى قوى و نيرومند بود، در موقع تقسيم افراد براى حفر خندق، بين مهاجر و انصار درباره او اختلاف پيش آمد، مهاجران گفتند: سلمان از ماست و انصار هم مى‏گفتند: سلمان از ماست. پيامبر گرامى اسلام (ص) به نزاع آنان خاتمه داد، و فرمود: «سلمانُ مِنّا، سلمانُ مِن أهلِ البيت؛ سلمان از خاندان ماست، (سلمان از) اهل بيت است.»

+ نوشته شده توسط سعید در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت |