تبليغاتX
جامعترین وبلاگ نظامی فارسی

هواپیمای بال متغیر سوئیچ بلید



ارتش هر کشور , همیشه جهت پیش بینی رفتارهای دشمن به هواپیماهای شناسایی بدون سرنشین با قدرت پایداری بالا و البته سرعت کم که توانایی دهها ساهت پرواز در نزدیکی منطقه تحت قلمروی دشمن را داشته باشند , نیازمند است , بناربراین تا به حال هواپیماهای بسیاری برای انجام این گونه ماموریت ها ساخته شده اند , علاوه بر آن آشکارترین سلاح نیروی هوایی هر ارتش هواپیماهای جنگنده یا بمب افکنی است که با سرعتی فراتر از سرعت صوت به پرواز در می آیند و به جنگ با هواپیماها و یا انهدام مواضع دشمن می پردازند.

در این جا یک سوال مطرح می شود.که آیا می توان دو خصوصیت هواپیماهای اشاره شده را با هم ترکیب نمود؟یعنی می توان هواپیماهای مخصوص شناسایی داشت که بتواند با سرعتی فراتر از سرعت صوت به پرواز در آید و بمب نیز حمل کند؟ولی مشکلی وجود دارد این است که هواپیماهای که در سرعت کمتر از سرعت صوت (Sub Sonic) پرواز می کنند , مسلما نمی توانند چند ماخ سرعت داشته باشند (Super Sonic) و بالعکس.

مهندسین و طراحان کمپانی ((نورث روپ گرومن)) در واقع با طراحی هواپیما بدون سرنشین مفهومی (Switchblade) به این نیاز , پاسخ گفته اند.این UAV (پهباد) پس از به پایان رسیدن مراحل ساخت در زمان تعیین شده (سال 2020) می توانند هماند یک هواپیما معمولی (Sub Sonic) در حالی که بال 200 فوتی (تقریبا 61 متر) آن عمود بر موتورهایش قرار گرفته اند , برای انجام ماموریت های شناسایی با سرعت های پایین به پرواز در آید.ولی درست در لحظه ای قبل از این که این هواپیما دیوار صوتی را بشکند , بال یک تکه ای آن , 60 درجه خواهد چرخید و از این رو سویی از دماغه (سوئیچ بلید) و سوی دیگر آن , انتهای آن را شکل خواهد داد.

این ترکیب خاص آیرودینامیکی موج های شکسته هوا را که در جلو یک هواپیما در سرعت سوپر سونیک بوجود می آید و باعث بوجود امدن نیروی درگ می شود , بخش می کند و آن ها را کمتر می سازد.

زمانی که (سوییچ بلید) به سرعت ساب سونیک (سرعت کمتر از صوت) برگردد , بال متحرک ان نیز به حالت اولیه و متداول هواپیماها باز خواهد گشت. یک (سوئیچ بلید) آزمایشی و کوچکتر از اندازه اصلی , با حمایت مالی آژانس پروژه های تحقیقاتی پیشرفته دفای ایالات متحده (DARPA) تا 4 سال آینده برای انجام آزمایش های مختلف ساخته شد. مدل کانسپت اولیه , دارای یک بال یک تکه خواهد بود.همچنین موتورهای آن در پوششی در قسمت زیر (سوئیچ بلید) همراه با بمب ها و سیستم های شناسایی و دیده بانی قرار می گیرند , مجموعه فوق این امکان را به بال هواپیما می دهد تا در حالی که موتور همچنان در مسیر حرکت UAV قرار گرفته , چرخش خود را انجام دهد.

البته این هواپیما و در واقع کمپانی سازنده آن (نورث روپ گرومن) را نمی توان نخستین طراحان و در واقع صاحب این نوآوری به حساب آورد , چرا که سازنده فضاپیمای معروف (Space Shipone) یعنی (برت روتان) در سال 1979 با همکاری ناسا یک هواپیما با بال متحرک طراحی کرده بود ولی بال های شیب دار آن هواپیما , پردازش را با مشکل رو به رو ساخت و وقتی خلبان دماغه هواپیما را به سمت بالا کشید , هواپیما به سمتی مایل می شد و می چرخید. هوش مصنوعی UAV ها می تواند به آنها در به انجام رساندن سخت ترین و پرخطرترین ماموریت ها و انجام پروازهای پویا یاری رساند و مسلما یک خلبان کامپیوتری , نیازمند غذا , استراحت و ... نخواهد بود , ینابراین می توان حتی در ماموریت هایی که بیش از 15 ساعت به طول می انجامد و انجام آن ها توسط انسان مشکلات فراوانی را خواهد داشت , به کار گرفت.

اگر همه چیز خوب پیش رود , طبق گفته ی (دارپا) , یک نمونه ی با طول بال 40 فوت (تقریبا 12 متر) تا سال 2010 میلادی آماده ی نمایش و انجام آزمایش های مختلف خواهد بود و (سوئیچ بلید) اصلی و در اندازه کامل , قرار است تا با ورود خود به آسمان در سال 2020 , همه را شگفت زده کند.

ماهنامه نوآور

+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت |

SA-5 گامون ( S-200 ولگا)

توسعه اولیه سامانه روسی S-200 ولگا موسوم به سام5 گامون در وزارت دفاع ایالات متحده، در اواخر دهه 1950 آغاز شد. گمان می رود نام های دیگری چون V-860 , 5V21 , 5V28 و آنگارا نیز به این سامانه موشکی داده باشند. آن گونه که گزارش شده سه گونه از سام5 وجود دارد:

نمونه متعارف SA-5A با سرجنگی انفجاری انفجاری شدید
نمونه SA-5B مجهز به سرجنگی هسته ای
نمونه SA-5C با سرجنگی متعارف و مانورپذیری و هدایت ارتقا یافته.

سام5 گامون سالها موجب رقابت جنگ افزاری گسترده ای میان شوروی و ایالات متحده گردید. به ویژه آنکه برخی گزارش ها حکایت از توانمندی محدود ضد موشک بالستیک آن داشت و در اوایل دهه 1970 در این نقش آزمایش شد. نقش اصلی این موشک مبارزه با هواپیماهای بلندپروازی مانند SR-71 بود.

افزون بر این قصد بر این بود که علیه موشک های اتمی دورایستا، همانند هاوند داگ، اسکای بولت و بلو استیل، به کار گرفته شود. هم اکنون احتمالا هدف از به کارگیری آن رویارویی با هواپیماهای اخلالگر و پیش اخطار هوابرد E-3 است.

گزارش های تایید نشده ای نیز درباره وجود یک جستجوگر پایانی راداری منفعل برای این موشک به منظور به کارگیری علیه هواپیماهای ویژه جنگ الکترونیک، وجود دارد. اداره نومدن شمار بسیار زیادی موشک سام5 استقرار یافته که فراتر از 2000 فروند هستند و کارایی آن ها به دلیل عمر بالای سامانه، محدود گشته، دشوار است. اگر چه در سال 1992 برنامه ای برای ارتقا سامانه سام5 با نام S-200D تدوین شد. این سامانه 300 کیلومتر برد دارد و می تواند تا ارتفاع 37 کیلومتری هدف را رهگیری کند.

موشک سام5 گامون 4 بال مثلثی به همراه 4 بالچه کنترلی متحرک به شکل مثلث ناقص در عقب بدنه خود دارد. طول آن 10.6 متر و قطر آن 0.86 متر است. گمان می رود که وزن پرتاب موشک 2800 کیلوگرم باشد. که 4 راکت کمکی سوخت جامد آن را نیز در بر می گیرد. راکت های کمکی یاد شده در دور تا دور نیمه عقبی بدنه موشک، میان بالها و بالچه های کنترلی قرار دارند.

طول راکت های کمکی 4.8 متر است. و پس از پرتاب و پایان یافتن سوزش آن ها و رسیدن موتور به شرایط عملیاتی مطلوب، از موشک جدا می گردند. هدایت مرحله میانی به وسیله فرمان رادیویی انجام می گیرد و موشک و هدف به وسیله یک رادار CW باند H (هفت گیگا هرتز) اسکویر پیر ردگیری می شوند. هدایت پایانی نیز به وسیله یک جستجوگری راداری نیمه فعال انجام می گیرد. موتور اصلی موشک برد آن را به 150 کیلومتر می رساند، اما برد اصلی موشک به احتمال زیاد تابع کارایی رادار درگیری اسکویر پیر است. آن گونه که گزارش شده دو نمونه سرجنگی برای آن وجود دارد: سرجنگی متعارف 217 کیلوگرمی انفجاری شدید و سرجنگی هسته ای کوچک با توان 25 کیلوتن TNT که احتمالا دارای فیوز مجاوراتی یا فرمان رادیویی هستند.

موشک سام5 ، موشکی به نسبت سنگین و غیر مانورپذیر با توانمندی ضعیف در درگیری های ارتفاع پایین است. گمان می رود که سام5 بتواند اهداف غیرمانوری را تا ارتفاع 20 کیلومتر رهگیری کند. موشک روی یک پرتابگر تک ریلی نصب می گردد.سیستم یاد شده جا به جا می شود و متحرک نیست. همچنین گمان بر این است که بیشتر سامانه ها اکنون رادار مراقبت بارلاک B ( نام روسی P-50 ) را به کار می گیرند که 6 پرتو به هم تنیده دارد که در بسامد های جدا در حدود 3 گیگاهرتز کار می کنند. برد رادار یاد شده حدود 390 کیلومتر است. وظیفه ارتفاع یابی در این سامانه به عهده رادار PRV-11 سایدنت است که در باند E کار می کند.

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

وضعیت عملیاتی:

SA-5A نخستین بار در سال 1963 ، SA-5B در سال 1970 و SA-5C در میانه دهه 70 استقرار یافتند. به احتمال بسیار پس از این نیز بهسازی هایی بر روی این سامانه انجام گرفته و ممکن است هم اکنون S-200D با برد 300 کیلومتر در خدمت باشد. شمار موشک های در خدمت در سال 1980 حدود 2000 فروند بود که این تعداد در روسیه به 1300 فروند کاهش پیدا کرده که در 130 سایت مستقر هستند.

سامانه سام5 در ترکیب های صادراتی متفاوت به کشورهای بلاروس، بلغارستان، جمهوری چک، آلمان، گرجستان، هند، کره شمالی، لیبی، لهستان، سوریه،اکراین، ایران و اسلواکی صادر شده است. لیبی موشک های سام5 در مارس و آوریل سال 1986 علیه ایالات متحده به کار گرفت. اما تدبیر نیروهای امریکایی و شلیک موشک های AGM-88 هارم به وسیله آن ها، هیچ کدام از سام5 ها به هواپیماهای امریکایی برخورد نکردند.


براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

 

منبع: http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&p=3198#3198

+ نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه دهم خرداد 1386 و ساعت |

سلام
قسمت اول مقاله تقویت و مدرن سازی نیروی هوایی ایران را با کمی تغییرات و به روز رسانی بصورت pdf آپلود کرده و در سایت گذاشتم تا همه بتونن از آن استفاده کنند. قسمت دوم مقاله هم بزودی منتشر خواهد شد.

در ضمن لطفا کپی رایت مقاله را رعایت کنید. عدم رعایت کپی رایت باعث عدم انتشار قسمتهای بعدی مقاله خواهد شد.


برای دانلود کلیک کنید.

با تشکر

سایت میلیتاری

+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت |

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد

تمام چيزهايي كه در مورد آن گفته مي‌شود و حتي اسمي كه براي آن انتخاب شده است، همگي بر پايه حدسيات و مشاهدات غير علمي افراد مختلفي است كه اطلاعات ناقصي از اين پرنده ناشناس يا به قول متجددان X دارند كه به صورت قطعي نمي‌توان اين گفته‌ها را تاييد يا رد كرد.

اما «آئورورا» چيست؟ اولين بار در سال ۱۹۸۶ در لايحه درخواست بودجه وزارت دفاع آمريكا يك درخواست يك خطي ديده مي‌شد كه زير اين برگه نوشته شده بود «آئورورا» و براي آن معادل ۲ /272 ميليارد دلار بودجه درخواست شده بود كه نشان از اهميت و عظمت اين طرح مي‌داد.

بعدها در سال ۱۹۹۴ بن ريچارد يكي از صاحبنظران صنعت هوايي آمريكا اعلام داشت كه اين نام، اسم رمزي بود براي طرحATB.

ATB مخفف Advanced Technology Bomber به معناي بمب افكن با فناوري پيشرفته است كه شركت نورثروپ (Northrop) و به پيشنهاد لاكهيد (Lockheed) در اواخر سال ۱۹۸۱ ميلادي آن را در مناقصه اي در وزارت دفاع آمريكا برنده شدند كه B-2 ملقب به اسپريت به معناي «شبح» نتيجه اين طرح بود. از آن جا كه هنوز همB-2 جانشين خاصي پيدا نكرده است نمي‌توان آئورورا را يك ATB و در نتيجه جانشين B-2دانست.

اما يكي ديگر از احتمالاتي كه توسط متخصصان صنايع هوايي آمريكا در مورد اين پرنده ناشناس مي‌دهند اين است كه اين هواپيما در واقع جايگزيني براي هواپيمايSR-71 باشد و به همين دليل آن راSR-91 هم ناميده‌اند.

از ديگر نام‌هاي مستعاري كه براي اين پرنده ناشناس استفاده شده است مي‌توان بهXR-7 اشاره كرد كه گمان برده مي‌شد فاز دوم طرحي باشد كه فاز يكم آنSR-75 بود.

سنيورسيتيزن نام ديگري است كه «پرنده اكس» را با آن هم مي‌شناسند. سنيور كلمه‌اي است كه در بيشتر هواپيماهاي طبقه بندي شده ارتش آمريكا استفاده شده است. براي نمونه نام طبقه‌بندي شدهU-2 ملقب به( Dragan Lady)اژدها خانوم Senior Book بود و يا نام طبقه‌بندي شده F-117، Seniar Trend بود.

متخصصان بر اين باورند كه آئورورا بعدها به سنيورسيتيزن تغيير نام داد. از آن جا كه «پرنده اكس» را جايگزيني براي SR-71 مي‌دانند و مي‌توان احتمال داد اين نام بهترين گزينه براي پرنده اكس است. چون هر دوي اين نام‌ها يك حركت آرام بدون بالا و پايين را به ذهن متبادر مي‌كنند و جايگزينSR-71 نمي‌تواند حركتي جز اين نوع داشته باشد.

پرنده ناشناس را با نام «پدربزرگ» هم مي‌شناسند كه ريشه اين يكي نامشخص است. اما نامي كه از ديگر نام‌ها متداول‌تر است همان آئورورا است. ولي آئورورا چيست؟ آئورورا در تاريخ اساطيري يونان باستان جايگاه ويژه‌اي دارد. او الهه «سپيده سحري» است كه ستارگان را خلق كرده و آنها را در شب چيد.

نام پرنده اكس هرچه كه باشد، شناخته شده‌ترين طرح طبقه‌بندي شده ارتش آمريكاست. حالا با اين توصيفاتي كه در مورد نام پرنده اكس دانستيد، بد نيست كمي هم از پيشينه مجهول آئورورا بدانيد. همان طور كه در بالا هم گفته شد اولين بار آئورورا در لايحه درخواست بودجه وزارت دفاع آمريكا ديده شد.

رديفي كه آن در آن قرار داشت بعد از طرح‌های SR-71 وU-2 بود. در سال ۱۹۸۶ ميلادي دولت آمريكا بسياري از زمين‌هاي فوق سري اطراف درياچه گروم در صحراي نوادا (Nevada) را با استحكامات غير قابل نفوذ محصور كرد. از آن سال به بعد بسياري از تأسيسات مدرن و غير قابل نفوذ درون اين حصار ساخته شده و هنوز هم اين پايگاه در حال تكميل شدن است.

حتي براي غير قابل نفوذ كردن آن زمين‌هاي اطراف پايگاه هم توسط دولت، مناطق ممنوعه اعلام شده است. اين در حالي است كه دولت آمريكا وجود چنين پايگاهي در صحراي نوادا را به شدت تكذيب مي‌كند.

احتمال داده مي‌شود اين پايگاه به اندازه غير معمول باند پروازي آن (كه نمي‌توان اين گفته را هم تاييد كرد چون حدس زده مي‌شود با توجه به اندازه‌هاي پايگاه باند پروازي آن تقريباً چهار برابر باندهاي پرواز معمول باشد) محلي باشد براي پرواز و فرود آئورورا.

در سال ۱۹۸۸ روزنامه نيويورك تايمز گزارش داد كه نيروي هوايي ارتش ايالات متحده روي يك هواپيماي مقدماتي كه مي‌تواند به سرعت شش ماخ دست يابد كار مي‌كند.در فاصله ژوئن سال ۱۹۹۱ تا ژوئن سال بعد، در كاليفرنياي جنوبي غرش‌هايي شنيده مي‌شد كه مربوط به هيچ هواپيماي شناخته شده‌اي نبود. اين غرش‌ها به قدري بلند بودند كه حتي زلزله نگارهاي مركز ژئوفيزيك آمريكا هم آنها را ثبت كردند.

اين غرش‌ها را حتي از غرش هنگام فرود شاتل‌ها هم وحشتناك‌تر توصيف مي‌كردند. اين غرش‌ها به سمت شمال شرق روي لس‌آنجلس و صحراي(Mojave) امتداد مي‌يافت؛ به مناطقي كه پايگاه هوايي نليس و پايگاه گروم ليك در آنها وجود داشت.

اما يكي از مواردي كه سري بودن و ناشناخته بودن اين پرنده را به شدت تاييد مي‌كند مربوط مي‌شود به فوريه ۱۹۹۲. در اين تاريخ يكي از مسئولان كنترل ترافيك هوايي نيروي هوايي سلطنتي انگلستان(RAF) در اسكاتلند، علامتي راداري را در پايگاه هوايي مك‌ريهانش(Machrihans) مشاهده كرده بود كه در فاصله بسيار كوتاهي به سرعت سه ماخ دست يافته بود و هنگامي كه با پايگاه مذكور تماس گرفته بود و علت اين علامت را پرسيده بود، به وي گفته بودند كه موضوع را فراموش كند.

اينها، تنها مواردي نبودند كه مربوط به پرنده اكس مي‌شدند بلكه دهها مورد ديگر وجود دارد كه در آمريكا و انگلستان گزارش و همگي به گونه‌اي با پرسش بي پاسخي مواجه شده‌اند، پرسشي كه مربوط به پرنده‌اي سريع و غران مي‌شده است. تنها هنگامي مي‌توان به راز اين پرسش پي برد كه نيروي هوايي آمريكا خود پرده از آن بردارد.

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد



اما تنها چيزي كه به يقين در مورد آئورورا مي‌توان گفت اين است كه آئورورا يك پرنده هايپرسونيك (ابر صوت که سرعتهای بیشتر از 5 ماخ دارند) است. اما اولين هواپيماهاي هايپرسونيك كي ساخته شده است؟

تا سال ۱۹۶۵ ميلادي سريع‌ترين هواپيماها دو هزار مايل بر ساعت سرعت داشتند در صورتي كه در سال ۱۹۴۵ تنها چند هواپيما مي توانستند به سرعت ۵۰۰ مايل بر ساعت دست يابند. پس گام منطقي ديگر، ساختن هواپيماهايي بود كه ديوار صوتي را بشكنند.

با شكسته شدن ديوار صوتي توسط جت‌هاي جنگنده كه توسط شوروي سابق و ايالات متحده آمريكا ساخته مي‌شدند، اولين گام‌ها براي ساختن پرنده‌هاي هايپرسونيك برداشته شد.

لازمه رسيدن به سرعت بسيار بالا داشتن موتور بسيار پيشرفته و مهم‌تر از آن بدنه‌اي است كه طاقت سرعت يك مايل بر ثانيه معادل ۳۶۰۰ مايل بر ساعت يا همان ۴/۵ ماخ داشته باشد. از اين جا مي‌توان به ساختار بسيار پيچيده آئورورا پي برد. از اولين هواپيماهاي هايپرسونيك مي‌توان به X-15 وFDL-15 اشاره كرد كه توسط ناسا و لاكهيد مارتين ساخته شده‌اند.

در مورد آئورورا اطلاعات مختصري هم وجود دارد كه بيشتر بر پايه حدسيات است و از سوي منابع خاصي تاييد نشده‌اند. اما واقعي به نظر مي‌رسند. بيشينه سرعت اين پرنده در حدود پنج تا هشت ماخ گزارش شده است.

طول آن در حدود ۱۱۰ فوت (۵/۳۳ متر) و طول دو سر بال آن كه كاملاً به صورت مثلث است حدود ۶۰ فوت(۲/۱۸ متر) است. اين هواپيما احتمال سقف پروازي در حدود ۱۵۰ هزار فوت (۴/۲۸ مايل) يا بيشتر دارد. در مورد موتور اين هواپيما نمي‌توان به نظر واحدي رسيد.

با توجه به گفته‌هاي شاهدان مختلف در آمريكا و انگليس چندين نوع موتور مختلف مي‌تواند در اين پرنده به كار گرفته شده باشد.

مثلاً بر پايه چيزي كه شاهدان در كاليفرنيا گفته‌اند، مي‌توان احتمال داد كه از يك موتور رم جت سيكلي متان سوز كه تغييرات بسيار زيادي در آن داده شده در آئورورا استفاده شده است. در مورد نيروي پيش رانش اين هواپيما چهار نظريه وجود دارد كه مختصراً آنها را به شما معرفي مي‌كنم.

اولين نظريه PWDE است. اين كلمه مخفف Pulse Detonation Wave Engine است. اين موتور شيوه كار بسيار پيشرفته و پيچيده‌اي دارد. در اين روش هيدروژن و يا متان مايع بر روي بدنه تزريق مي‌شوند و پس از گرم شدن توسط PWDE مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
دومين نظريه Ramjet است.

اين مورد همان موتور رم جت سيكلي متان سوز است كه در بالا گفته شد. رم جت‌ها در حالت عادي مي‌توانند سرعت ۶-۴ ماخ را به دست آورند. اما اين سيستم در آئورورا دچار تغييراتي شده است كه مي‌تواند سرعت ۸-۵ ماخ را به دست آورد.

نظريه سوم سيستم Rulsejet معمولي است. در اين حالت هوا از جلو توسط موتور مكيده شده و پس از فشرده شدن و خروج با فشار از درون موتور باعث پيش رانش هواپيما مي‌شود.

نظريه چهارم هم Turbo Rochetjet است. در اين مورد اطلاعات خاصي در دست نيست و صرفاً يك نظريه است. اما هنوز هم با همه اين توصيفات نمي‌توان گفت كه حتي آئورورا وجود خارجي دارد يا نه، شايد همه آن چيزهايي كه شاهدان در جاهاي مختلف ديده‌اند مربوط به چندين هواپيما مي‌شده است كه هيچ ربطي به هم نداشته باشند و مسئولان نظامي آمريكا با پاسخ ندادن به ابهامات پيش آمده، مي‌خواهند وجهه‌اي اساطيري به طرح‌هاي خود بدهند.

مشاهده موثق آئورورا



گزارشي كه آئورورا را به واقعيت بيشتر نزديك كرد در آگوست ۱۹۸۹ توسط كريس گيبسون كه يك مهندس نفت بود منتشر شد. او در آن زمان روي يك طرح نفتي در درياي شمالي كار مي‌كرد كه ناگهان چند هواپيما را مشاهده كرد كه از روي سر او در فاصله‌اي نه چندان بالا گذشتند.

او كه در تشخيص هواپيماها يك حرفه‌اي به شمار مي‌رود توانست يك تانكر سوختKC-130 و دو F-111 را تشخيص بدهد، اما هواپيماي چهارم را فقط توانست يك مثلث كامل توصيف كند.

او اين مثلث را كمي بزرگ تر از F-111 و داراي زواياي ۷۵ درجه و به رنگ كاملاً سياه توصيف كرد كه هيچ كدام از جزييات آن قابل ديدن نبودند و ظاهراً از تانكر KC-130 سوخت دريافت مي‌كرده است.

كمي بعد يكي از مجلات صنايع هوايي آمريكا گفته‌هاي اشخاصي را چاپ كرده بود كه نيمه شب‌ها صداي بسيار بلند تيك آف هواپيمايي را در پايگاه هوايي ادوارد شنيده بودند.

روزنامه همشهری

+ نوشته شده توسط داوود در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت |

مقدمه

مفهوم هويت و به ويژه هويت ملي از جمله مفاهيم اساسي است كه در عصر جديد بوجود آمده است. احياي آن از سوي بعضي از متفكران جهان سوم به منظور ايجاد يك نوع وفاق و همبستگي اجتماعي براي مقاومت در مقابل يك سري از حوادث پيش آمده اجرا مي‌شود. در واقع، واژه هويت به معناي مشابه سازي و يكساني به كار مي‌رود (جنگينز، ص 5) بدين معناي كه فرد مجموعه خصايص و خصوصيات رفتاري خود را از روي آن، به عنوان يك گروه اجتماعي مي‌شناسند. هويت ملي و قومي نوعي از هويت جمعي است كه در آن احساس همبستگي با اجتماع بزرگ ملي و قومي و نيز آگاهي از آن نوعي احساس تعلق و فداكاري در راه آن است.(اشرف، ص 8)
با اين حال مي‌توان گفت هويت موجب پيوستگي، همراهي و چسبندگي اعضاي يك جامعه است . به عنوان مثال منافع مشترك و سرنوشت مشترك يكي از مهم‌ترين وجوه هويت مي‌باشند.

البته، نبايد از اين نكته غافل شد كه مفهوم هويت يكي از مهمترين مباحث مربوط به علوم اجتماعي مي‌باشد كه داراي پيچيده‌ترين مفاهيم در اين علم است، كه در اين رابطه در مقايسه با ديگر مفاهيم علوم اجتماعي آثار كمتري درباره آن وجود دارد.

هويت ملي: تعريف و ابعاد آن

از هويت ملي نيز چون ساير مفاهيم در علوم انساني تعاريف مختلفي ارائه شده است كه همگي داراي جوهره مشتركي است كه برگرفته از ابعاد و عناصر اصلي هويت ملي است.

هويت ملي فرايند پاسخگويي آگاهانه يك ملت به پرسش‌هاي پيرامون خود، گذشته، كيفيت، زمان، تعلق خاستگاه اصلي و دايمي، حوزه تمدني، جايگاه سياسي، اقتصادي، فرهنگي و ارزش‌هاي مهم از هويت تاريخي خود است.

از نظر جامعه‌شناختي هويت ملي داراي ابعاد اجتماعي و تاريخي، جغرافيايي، سياسي ، ديني ، فرهنگي و ادبي است.

بعد اجتماعي هويت ملي، ناظر به احساس تعلق خاطر مشترك و تعهد افراد به اجتماع ملي است. بعد تاريخي، بر خاطرات، رخدادها، شخصيت‌ها و فراز و نشيب‌هاي تاريخي و بعد جغرافيايي، به قلمرو يك سرزمين مشخص نظر دارد. بعد سياسي هويت ملي ، تعلق به يك نظام واحد سياسي و ارزش‌هاي مشروعيت‌بخش به يك دولت ملي است و بعد ديني هويت مقايسه مذهبي مشترك و وفاداري و اعتقاد به آيين‌هاي آن است.

ابعاد فرهنگي و ادبي نيز ناظر بر سنت‌ها، اسطوره‌ها، فولكورها، هنر، معماري ، زبان و ادبيات ملي است.

علاقه و دلبستگي به عناصر هويت ملي، في الجمله در كلام و رفتار مردم متعلق به آن هويت، تجلي محسوس دارد. چنانكه كمتر فردي از يك جامعه را مي‌توان سراغ گرفت كه داراي تعلق خاطر عاطفي به سرزمين، آداب و رسوم، فرهنگ و زبان مادري نباشد. بخش محلي از اين تعلق خاطر به فرايند نهادينه سازي اين عناصر در شخصيت فرد در دوران كودكي باز مي‌گردد. سرزمين و جغرافياي طبيعي؛ يعني محيطي كه فرد در آن چشم باز مي‌كند و خاطراتش در آن شكل مي‌گيرد، از نخستين عناصر هويت است كه در ذهن افراد جاي مي‌گيرد و در بزرگ سالي نيز توام با خاطرات عهد كودكي همواره با آدمي همراه است.

همچنين پيوند با يك نظام سياسي و احساس وفاداري به آن در قالب يك دولت ملي، بخش‌هايي از هويت ملي هستند كه گرچه اكتسابي هستند، اما احساس وفاداري و تعلق عاطفي و عميق را ايجاد ميكند كه فرد ناخودآگاه نسبت به آن‌ها يك رابطه صميمانه برقرار مي‌كند و خود را در پيوند و تعلق به آن و جدا از ساير هويت‌هاي متفاوت تقسيم‌بندي مي‌كند ميدان بروز اين تعلق خاطر ، اغلب جايي است كه عنصر معارضي با اين گرايش‌هاي دروني شده، ظهور مي‌كند. به عنوان مثال، هنگامي كه سرزمين،‌تاريخ و ارزش‌هاي ديني و فرهنگي كشور در تصرف قرار مي‌گيرد، تعلق‌خاطر انسان به اين عناصر او را به صف‌بندي و تعيين جايگاه خود در معارضه مي‌كشاند و نوعاً در رديف حاميان عناصر هويت ملي قرار مي‌دهد. بدين‌سان عرصه ظهور و بروز تعلق خاطر به ابعاد هويت ملي زماني است كه احساس مي‌شود اين عناصر مورد قضاوت ناعادلانه ، تعرض يا بي‌مهري قرار گرفته‌اند. در چنين مواقعي فرد ميل به احساس جانبداري از عناصر هويتي خود را در قالب رفتار، كلام يا جهت‌گيري خاص نشان مي‌دهد. (گودرزي، ص112-114)

در اين مقاله كوشيده‌ايم بانگاهي ژرف‌تر بر يكي از بزرگترين و مهم‌ترين عمليات‌هاي دوران دفاع مقدس، تعلق‌خاطر رزمندگان اسلام را با عناصر هويت ملي ارائه نماييم.

در واقع اين مقاله را بر مبناي تحليل تعلق خاطر رزمندگان اسلام در عمليات آزادسازي خرمشهر، به عناصر و شاخص‌هاي هويت ملي قرار مي‌دهيم. با اين تذكر كه عمليات آزادسازي خرمشهر به عنوان فتح و نصر عظيم است، فراخور اين مقاله فقط هويت اجتماعي و فرهنگي عمليات مورد بررسي قرار گرفته است.

مروري بر فتح خرمشهر:

سوم خرداد، سالگرد روزي است كه اتحاد و همبستگي ملتي به پاخاسته ثمر بخشيد و رزمندگاني بسيج شده از شهرهاي اسلامي ايران توانستند با رزمي بي‌امان يكي از مهمترين شهرهاي ايران را پس از 578 روز از چنگ دژخيمان بعثي بيرون برانند. شهري كه در ابتداي جنگ حماسه آفريد و مردم آن كه در اثر خيانتها و نامردمي‌هاي بني‌صدر و يارانش بي‌دفاع مانده بودند با چنگ و دندان و در شرايطي كه جز چند اسلحه سبك و كوكتل مولوتفهاي دست‌ساز و ياري خداوند چيزي در اختيار نداشته، بيش از يك ماه در مقابل ارتش تا بن دندان مسلح مقابله كردند و حماسه آفريدند.

پس از مرحله سوم عمليات بيت المقدس، فرصت لازم در اختيار يگان‌ها قرار گرفت. و در اين ميان، قرارگاه فجر نيز با سه تيپ پياده وارد منطقه عملياتي شد. سپس طي جلسات متعددي با حضور فرماندهان ارشد عالي رتبه نظامي جهت انجام مرحله چهارم، عمليات بيت المقدس طراحي شد.

اين در حالي است كه همگان مي‌پندارند ايرانيان فتح خرمشهر را به بعد موكول كرده و براي اثبات ادعاهاي خود توقف عمليات را در محور شلمچه- خرمشهر گوشزد مي‌كنند.

با اين حال، مرحله چهارم عملياتي طراحي مي‌شود و نقاط ضعف و صدمه ديده نيروهاي اسلام ترميم مي‌شود. محورها و راههاي مختلف شناسايي مي‌شود و نيروها با آمادگي و سازماندهي بهتر تلاش مي‌كنند تا خرمشهر را از چنگال دشمن خارج كنند.

در جبهه مقابل نيروهاي عراق، براي درهم ريختن سازماندهي ايرانيان، همچنان به انجام پاتك و گلوله باران مواضع ايران پرداخته و با حملات گسترده هوايي تلاش كردند تا نيروهاي ايران را از هجوم به خرمشهر منصرف كنند. قسمت اعظم لشكرهاي عراق در منطقه جنوب در محور جديد جمع شده و خود را آماده نبردي عظيم مي‌نمايند.

عمليات در اين مرحله در روز 1 خرداد ماه سال 1361 طرح ريزي مي‌شود و يگان‌هايي از قرارگاههاي فجر، فتح و نصر كه بايستي در عمليات شركت نمايند. به تكميل، تغيير ، گسترش و شناسايي و ساير اقدامات لازم براي كسب آمادگي مشغول مي‌شوند.

سرانجام در اين مرحله، عمليات از ساعت 22 و 30 دقيقه و در تاريخ 1 خرداد 1361 آغاز مي‌شود.

قرارگاه نصر در امتداد مرز پيشروي كرد و موفق شد جاده شلمچه را مسدود كند. قرار گاه فجر نيز توانست ضمن تامين پل نو، نيروهايش را به اروندرود برساند. اما قرارگاه فتح به دليل حساسيت و هوشياري دشمن نتوانست به اهداف مورد نظر دست يابد و با روشن شدن آسمان در منطقه پليس راه جاده خرمشهر- اهداف متوقف شد.

در برابر تك سريع و غافلگيرانه رزمندگان پرتوان اسلام، نيروهاي عراقي دچار وحشت و سرگرداني شديد شدند و نتوانستند عكس‌العمل مناسبي نشان دهند و ارتباط يگان‌هاي دشمن با يكديگر قطع گرديد. به اين ترتيب، محاصره خرمشهر كامل شد. اما نيروهاي دشمن همچنان در داخل شهر مقاومت مي‌كردند. دشمن براي خارج كردن نيروهايش از محاصره در محدود پل نو و نهر عرايض، از سمت غرب (شلمچه) و شرق (خرمشهر) چندين بار پاتك كرد؛ ليكن با مقاومت يگان‌هاي ايراني مستقر در منطقه مزبور اين پاتك‌ها به شكست انجاميد. سپس دشمن نيروهاي خود را از شمال شرقي خرمشهر به دورن شهر آورد تا توان خود را براي حفظ اشغال خرمشهر تقويت كند.

صبح روز 3 خرداد 1361 حلقه محاصره خرمشهر تنگ‌تر شد و انبوه نيروهاي دشمن كه 2 روز محاصره در هوايي گرم طاقت‌شان را به سرآورده بود، مقاومت را بي‌تاثير دانستند و با خروج از مواضع خود در تمام شهر در چند ستون طولاني و در كنار هم به سوي پليس راه آمدند و در حالي كه تكبير مي‌گفتند و شعار الموت لصدام و دخيل خميني سرمي‌دادند خود را تسليم كردند.

سرانجام خرمشهر قهرمان طي 25 روز نبرد سنگين در سوم خردادماه زماني كه عقربه‌هاي ساعت روي 13 و 50 دقيقه بود پس از 578 روز، آزاد شد. در ساعت 16 و 30 دقيقه بعدازظهر راديوي جمهوري اسلامي ايران اين خبر را اعلام مي‌كند: شنوندگان عزيز توجه فرماييد: خرمشهر شهر خون آزاد شد الله اكبر، الله اكبر (سميعي ، ص 111-117 خرمشهر در جنگ، ص 86-87، بختياري و معين وزيري ، ص 153-156)

تاثيرات فرهنگي و اجتماعي فتح خرمشهر در هويت ملي:

آزادسازي خرمشهر در هشت سال دفاع مقدس در سالهاي اول جنگ تحميلي به فراخور اهميت آن در فرهنگ و جامعه ايراني آثار قابل توجهي برجاي گذاشته است. اگرچه شايد مطالعه آثار و فتح خرمشهر در عمليات بيت المقدس برجامعه و فرهنگ زود باشد ولي نمودهاي آن را در فرهنگ مي‌توان از هم اكنون مورد بررسي قرار داد.

الف) تاثير فرهنگي:

با هجوم سراسري ارتش بعث عراق به جمهوري اسلامي ايران و آغاز يك جنگ تمام عيار، و پيروزي در عمليات بيت‌المقدس براي فتح خرمشهر تقريباً همه چيز دستخوش تغيير شد. رزمنده‌اي كه در اين عمليات جنگيده (نه جنگ خوانده) با رزمنده‌اي كه تجربه اين فتح بزرگ را ندارد متفاوت است و رزمنده شركت‌كننده در فتح خرمشهر آگاه‌تر و پخته‌تر از رزمنده‌اي است كه در اين فتح شركت نداشته است.

اين عمليات در بحبوحه تنگناهاي اعتقادي و رواني، درس مقاومت و از خودگذشتگي و تحمل مصائب را به افراد جامعه آموخت و بسياري از افراد جامعه را انسانهايي مقاوم، ايثارگر، خستگي ناپذير، فداكار، كم توقع و سختكوش ساخته است. (ويژگي‌هايي كه در قالب خرده فرهنگ ايثار و شهادت آمده است.) و هم چنين باعث افزايش انسجام ملي و فرهنگي و كاهش قوم مداري و تضادهاي مذهبي شده و هم افراد يك جامعه را در يك صف واحد قرار داده است.

ب) تاثير بر فرهنگ غيرمادي با معنوي:

اين فرهنگ مشتمل بر موضوعاتي است كه جنبه كيفي دارد. آثار ادبي ، هنري، فكري، آداب و رسوم، سنت‌ها ، اخلاقيات و ... به طور كلي سرمايه معنوي يك جامعه جزء فرهنگ معنوي جامعه به شمار مي‌روند. (وثوقي و نيك خلق، ص 126-127)

1- افزايش انسجام ملي و فرهنگي جامعه: (افزايش گرايشهاي ملي و كاهش تضادهاي مذهبي و قومي)

آزادسازي خرمشهر يك واقعه كم نظير در تاريخ دفاع مقدس به شمار مي‌رود كه در داخل خاك ايران انجام شد و با نبردها و عمليات‌هاي ديگر به دليل وسعت منطقه نبرد و هم به دليل اشتياق مردم جهت آزادسازي خرمشهر در جبهه‌هاي نبرد متفاوت بود. اين عمليات در تاريخ هشت‌ساله جنگ تحميلي كم نظير است. زيرا در اين عمليات خصوصاً پس از آزادسازي خرمشهر تمام كشورهاي حامي عراق احساس خطر كردند و مجبور به ارائه پيشنهادهايي براي برقراري صلح شدند و نيز زمينه ورود ايران به خاك عراق مهيا شده بود. در روزهاي اول جنگ و به واسطه اغتشاش‌ها در كردستان، ديگر شهرهاي ايران و نيز فقر عمومي ، نگرشي عامي در كشور بوجود آمده بود و از روح مشاركت اجتماعي بي‌بهره‌اند. ولي مشاركت همه جانبه مردم در بيرون راندن دشمن از خاك ميهن اسلامي خصوصاً در عمليات بيت المقدس از تمام اقوام و اديان تعاون و همكاري در كارها، حفظ وحدت ملي در رويارويي با ستيزه‌ها و تعارض‌ها، انتقال خود به خودي تجربه‌ها، ميهن پرستي، كمك‌هاي جاني و مالي در بيرون راندن دشمن از كشور، همه حكايت از انسجام ملي و رواني و فرهنگي تمام ايرانيان صرف‌نظر از هر دين و قومي داشته و عملكرد مردم ايران در آزادسازي خرمشهر، نمايش تلاش يك ملت منسجم و داراي مشتركات فرهنگي زياد است كه در اين فرهنگ جنبه‌هاي عام آن، جنبه‌هاي خاص را تحت شعاع قرار داده است. بنابراين به تركيب فرهنگ مردم ايران كه داراي ريشه هاي ملي و اسلامي بود، امروزه بعد سومي اضافه شده و آن تاثيرات فرهنگي ناشي از آزادسازي خرمشهر است كه به علت طولاني بودن عمليات، اين تاثيرات پايدار خواهد ماند.

2- شكل‌گيري خرده فرهنگ:

گروههاي اجتماعي مانند: طايفه، تيره و .. و گروههاي مكاني و محلي، مانند مردم يك ناحيه يا ده ، گروههاي شغلي،‌خويشاوندي، اقليت هاي مذهبي و بالاخره قشرهاي مختلف اجتماعي يك جامعه، هركدام فرهنگ كوچك ويژه‌اي دارند كه در درون چهارچوب گروه اجتماعي خاص‌شان مطرح است و به طور كلي طبيعت و شكل اختصاصي و بومي و محلي دارد. اين فرهنگ كه در عين حال با فرهنگ كل جامعه هماهنگي دارد و از آن پيروي مي‌كند، خرده فرهنگ يا پاره فرهنگ نام دارد (وثوقي و نيك خلق، ص 138)

در اجتماعاتي مانند جبهه كه افراد به صورت گروههايي به طور جدا از هم كه از نقاط مختلف كشور در مجاورت يكديگر زندگي مي‌كنند و نيز در آنجا هر يك در نقاط و محورهاي جدا از هم مستقر مي‌شوند، هرچند با گذشت زمان تحت تاثير فرهنگ كلي جامعه و برآيند كنش‌هاي متقابل و مبادله فرهنگي آن‌ها قرار گرفته‌اند ولي در عين حال خرده فرهنگ ويژه‌اي نيز دارند. البته آزادسازي خرمشهر هم به نوبه خود داراي خرده فرهنگهايي بود كه در زير ابتدا به زمينه شكل‌گيري خرده فرهنگ تا قبل از عمليات بيت المقدس مي‌پردازيم.

قبل از شروع عمليات بيت المقدس / آزادسازي خرمشهر در خرداد 1361 عده‌اي از رزمندگان ماهها و حتي سالها وقت خود را در محيطي متفاوت با محيطهاي عادي سپري كرده و با افراد مختلف از اقوام، قبايل ، گروههاي زباني، اقليتهاي مذهبي، خرده فرهنگ‌ها و گروههاي ويژه صنفي و طبقاتي در تماس و مراوده بوده‌اند. هم چنين تحت تاثير تبليغات و ارشادت خاصي قرار گرفته و در شرايط ويژه خاصي از نظر محيطي و تكنيكي قرار داشته و مجبور به استفاده از پوشش خاص بوده‌اند. حوادث مختلف و هيجان‌انگيز ديده و بعضاً در شرايط سخت و طاقت فرسا زندگي كرده‌اند. اين محيط و اين شرايط به مرور زمان، رفتارهاي خاصي را موجب شده و در طول زمان اين رفتارها عموميت پيدا كرده و در نتيجه يك خرده فرهنگ جديد و متفاوت با خرده فرهنگ‌هاي ديگر در انطباق با محيط و شرايط جديد تكنيكي و زيستي شكل گرفته است. اين خرده فرهنگ در جبهه پديده فرهنگي خاصي است كه زاييده ماهها و سالهاي قبل از آزادسازي خرمشهر است. رزمندگاني كه هركدام حداقل 45 روز و حداكثر 21 ماه در جبهه‌ها و در يك شرايط زيست محيطي و تكنيكي متفاوت با محيط‌هاي ديگر بسر مي‌برده‌اند.

عوامل مهم در شكل‌گيري خرده فرهنگ جبهه (خصوصاً جبهه جنوبي)

1- محيط خاص اهواز از نظر زيستي و تكنيك جنگي

2- محيط خاص اهواز از نظر زبان (عربي)، لهجه (لري) و خرده فرهنگ كه محل تلاقي نيروها محسوب مي‌شد.

3- محيط خاص منطقه از نظر برپايي و اهميت دادن به مناسك و شعارهاي ديني و مذهبي

4- محيط خاص منطقه از نظر رجز خواني

5- محيط خاص منطقه از نظر وجود قشرهاي گوناگون

6- محيط خاص منطقه از نظر وجود نيروهاي شهري، روستايي و عشايري و ...

7- محيط خاص منطقه از نيروهاي بومي/ محلي يا غيربومي

8- و....

بنابراين خرده فرهنگ رزمنده از نظر مكاني متعلق به جبهه جنوب و شرايط خاص آنجا است.

از ويژگيهاي عمده اين خرده فرهنگ، متاثر بودن از آرمان هاي اسلامي و ايدئولوژي مذهبي- خصوصاً شيعه- است. به اين معني كه باورها، اعتقادات، ارزشها، هنجارها، رسوم اخلاقي، آداب و عادات آن پيوستگي فوق العاده با دين دارد و مناسك و شعائر ديني در حد وسيعي برپا داشته مي شود.

1- ويژگي هاي ظاهري

الف) رفتار ظاهري: نسبت به يكديگر كاملاً‌خونسرد ومهربان هستند.

ب) پوشش ظاهري: لباس بسيار ساده مي‌پوشند. معمولاً چفيه برگردن دارند و داراي پيشاني‌بند مي‌باشند.

ج) خستگي‌ناپذير بودن: در محيط سخت و طاقت‌فرساي جبهه كار را در راه رضاي خدا انجام مي‌دادند و اصلاً‌خستگي احساس نمي‌كردند.

د)تعاون و همكاري: ويژگي «تعاون و همكاري» به جاي «رقابت و سبقت جويي» «جنگ موجب تجمع اعضاي گروه و افزايش روح همبستگي و تجديد شدن پيوستگي و اتفاق نظرات و از بين رفتن اختلافات مي‌شود» (برتول، ص 76) در جنگ به اين علت كه حائلي بين دوست و دشمن نيست تكثر و تنوع وجود ندارد و لذا در رقابت و ستيزه‌جويي جاي خود را به تعاون و همكاري مي‌دهد.

ويژگي «ايثارگري و تعاون»: عمليات آزادسازي خرمشهر، گستره‌اي از عاليترين صحنه‌هاي باشكوه از خودگذشتگي و ايثار، فراروي رزمندگان بود. آنان در خطرپذيري از ديگران سبقت مي‌گرفتند و در سختي‌ها و تنگناهاي نبرد بر ديگران پيشي مي‌گرفتند. يكي از فداكاري‌ها و خود گذشتگي‌هاي رزمندگان را ميتوان رفتن بر روي مين دانست. رزمندگان ايثارگر در شرايط حساس عمليات براي اينكه جان تعدادي از همرزمانش به خطر نيفتد، جان خود را با رفتن روي مين فدا مي‌كرد و بقيه از روي جسد بي‌جان او عبور مي‌كردند.

البته در اين زمينه (خرده فرهنگ) موارد گوناگوني نيز قابل مشاهده است كه ما فقط به ذكر آن‌ها بسنده مي‌كنيم:

ترجيح معنويات برماديات در رفتار، اخلاق، اخلاص، استخاره، رفتار فرودستان با فرادستان و نيز گفتار و رفتار

- تاثير عمليات بيت المقدس بر فرهنگ گفتاري و نوشتاري:

الف) فرهنگ گفتاري:

اين عمليات در ابتدا تحت عنوان عمليات بيت‌المقدس با هدف آزادسازي مناطق اشغالي در جبهه جنوبي از خاك ايران انجام شد و پس از بدست آمدن موفقيتهاي زياد تحت عنوان فتح خرمشهر يا آزادسازي خرمشهر يا آزادسازي خونين شهر نامگذاري شد و اين واژه‌ها در اشاعه زبان‌ها و لهجه‌هاي مختلف در ساير نقاط ايران مانند عربي، كردي و ... اهميت يافت.

ب) فرهنگ نوشتاري:

- نام‌گذاري مناسبت و ايام عمومي به مناسب آزاد سازي خرمشهر، هر ساله در 3 خردادماه.

- تاثير بر فرهنگ رفتاري:

با آزادسازي خرمشهر كه امروزه به عنوان يكي از مناطق مورد بازديد مردم از حماسه دفاع مقدس تحت عنوان راهيان نور انجام مي‌شود بدون اينكه اجباري براي زنان در كار باشد در اين مناطق چادر سر مي‌كنند و نيز مردان در اين منطقه چفيه برگردن دارند.

1- بحث‌هاي خانوادگي عمليات بيت المقدس:

پس از آزادسازي خرمشهر و در حين عمليات، گزارش‌هايي از رسانه‌هاي جمعي پخش مي‌شد. در زمان شب‌نشيني‌ها، ديد و بازديدها و هركجا كه جمعي بود و صحبت از چگونگي و يا پيروزي و يا نتايج عمليات مي‌شود و يا اينكه از نحوه برگزاري عمليات سوالهايي پيرامون نحوه و سرنوشت عمليات مطرح بود.

و يا در موقع اعلام حمله و پخش مارش نظامي، مردم و بخصوص مادران حالت دوگانه‌اي داشتند. از يك طرف خوشحال كه شايد جنگ به نتيجه‌اي برسد و از طرف ديگر ناراحت از اين كه حمله همراه با تلفات است و شايد در همين لحظه جنازه يكي از بستگانش روي زمين افتاده باشد.

2- بي‌سرپرستي خانواده‌ها:

يكي از پيامدهاي اين فتح بزرگ پديده«زنان و فرزندان بي سرپرست» است. البته در فرهنگ ما مكانيزم‌هايي وجود دارد كه اين خلاء را پر مي‌كند. پدربزرگ، عمو، دايي، گاهي نقش عاطفي پدر را به عهده گرفته و در مواردي هم عمو (برادرشوهر) با زن برادر شهيد خود ازدواج كرده و سرپرستي فرزندان برادرش را به عهده گرفته‌اند. اين فتح بزرگ از اين قاعده مستثني نبود.

ب) تاثير آزادسازي خرمشهر بر فرهنگ مادي:

فرهنگ مادي آن بخش از عناصر فرهنگي را دربرمي‌گيرد كه قابل لمس و اندازه‌گيري و ارزيابي و مقايسه است. و نيز به اشياء مادي، ابزار كار، عكاسي، موسيقي، آموزشي وسايل و غيره كه در زندگي روزمره كاربرد دارد، اطلاق مي‌شود. به طور كلي آنچه از فرهنگ كه جنبه كمي دارد جزء فرهنگ مادي به شمار مي‌رود. (وثوقي‌و نيك خلق، ص 126) تاثيرپذيري اين فرهنگ مادي از آزادسازي خرمشهر شامل موارد زير است:

- هماهنگي بين نيروهاي مسلح شركت كننده در عمليات.

- نام گذاري ميادين و خيابان‌هاي كوچه و اماكن عمومي به نام شهداي جنگ در شهر خرمشهر.

- ساخت ابنيه به نماد مقاومت.

- مزين شدن شهر و خيابان ها از رنگ و بو و حال و هواي شهادت و شهداي جنگ.

- احداث پناهگاه.

- گسترش مهد كودك و مدارس.

- تغيير مورفولوژي به طوري كه پس از بازسازي شكل جديدي به خود گرفت.

- تاثير در تقويم رسمي ( روز 3 خرداد)

- تقويت و تحكيم موقعيت نيروهاي سپاه پاسداران، ارتش و بسيج به طور مستمر و به صورت آمادگي كامل در هر زمان و هر شرايط.

ب) تاثير اجتماعي:

آزادسازي خرمشهر به عنوان يك پديده اجتماعي قابل طرح است. چرا كه:

1- در خارج از وجود انسان است و هيچ انساني از زمان تولد با كسي در حال درگيري نيست كه او را از منطقه اي خارج كند و آن را بدست بياورد.

2- آثار و تبعات آن صرف نظر از مفيد بودن براي يك كشور (ايران) و يا غيرمفيد بودن براي كشوري ديگر (عراق)، دامنگير گروه‌هاي زيادي از انسانها و دولت ديگر شده و به طور مستقيم و غيرمستقيم بر آن‌ها تاثير مي‌گذارد. معمولاً انسانهاي درگير در اين عمليات به صورت فردي تاثير زيادي در كنترل و يا تغيير آن ندارند و آثار متعدد و نتايج آن بر انسانها تحميل مي‌شود.

3- به عنوان يك پديده اجتماعي، عمومي بودن آن قابل طرح است يعني مربوط به يك شخص و يا گروه خاصي نمي‌شود و مربوط به عموم مردم مي‌شود.

1- از بين رفتن ضمانت اجرايي قوانين و تبعات آن:

گاستول بوتول معتقد است «جنگ برترين و عالي‌ترين جنبش‌هاست و يكي از ويژگي‌هاي اين جنبش‌ها «هنجارشكني و از بين رفتن تابوها است» (برتول، ص 76)

با آغاز حمله و اعلام رمز عمليات كشور از حال عادي به حالت فوق‌العاده درآمد و قوانين عادي ضمانت اجرايي خود را از دست دادند.

2- تحرك اقتصادي و اجتماعي:

شركت كنندگان در اين حمله، يك دگرگوني در نحوه قشربندي عناصر اجتماعي و تحول در جابجايي طبقات اجتماعي بدست آوردند. اما بيشتر موجب تحرك دو گروه شد.

الف) افرادي كه در عمليات آزادسازي شركت داشتند

مردان شركت‌كننده در عمليات بيت المقدس /آزادسازي خرمشهر با شركت در جنگ امتيازاتي از قبيل ارزش و مقام اجتماعي بدست آوردند.

فرماندهان ارشد شركت‌كننده در اين عمليات بيشترين افتخار و امتياز براي كسب مدارج نظامي را كسب كردند تا جايي كه عده‌اي از آن‌ها به دريافت مدال فتح نايل آمدند.

نتيجه گيري:

چنانكه در صفحات قبل اين پژوهش گفته شد؛ هويت، ناظر به عناصر اوليه و اساسي تشابه و تمايز ميان ما و ديگران بوده و در ذات خود اين تمايز و تشابه را دارد. از اين رو مشتمل بر بنياني‌ترين قلمروهاي تعلق خاطر فردي و جمعي در ابعاد مختلف فرهنگي و اجتماعي و .. است. به طور كلي ميزان گرايش به هر يك از اين عناصر مجموعه‌اي را تشكيل مي دهد كه نسبت دلبستگي به شاخص هويتي را مي‌رساند.
در اين مقايسه تلاش شد كه از طريق فرهنگ جبهه و عوامل معنوي و فرهنگي دفاع مقدس، عمليات آزادسازي خرمشهر، تاثيرات فرهنگي و اجتماعي تحليل شود. عمليات آزادسازي خرمشهر به عنوان يكي از مهم‌ترين عمليات‌هاي آزادسازي درون مرزي بود كه دشمن متجاوز را تا مرزهاي بين المللي به عقب مي‌كشاند و استراتژي جنگي ايران با عنوان تنبيه متجاوز آغاز مي‌شد و شهر مهم بصره در تيررس نيروهاي خودي قرار گرفت. از لحاظ فرهنگي و در بحبوحه فشارهاي اقتصادي و رواني درس ازخودگذشتگي و مقاومت به انسانهاي جامعه آموخته و از سويي ديگر بسياري از انسانهاي جامعه را مقاوم و ايثارگر و فداكار و كم‌توقع و سختكوش ساخت.
در بعد اجتماعي نيز، اين امر (يادآوري آزادسازي خرمشهر) موجب رضايت‌خاطر و تشويق ايثارگران شده و اين تشويق به نوبه خود باعث مي‌شود كه بتوان روي فداكاري آن‌ها در آينده حساب كرد. از طرف ديگر اين امر موجب مي‌شود كه نسل جديد از قهرمانان و مدافعان جنگ الگو گرفته و جامعه به اين وسيله براي آينده خود مدافع، تربيت مي‌كند. همچنين اين امر موجب آشكار شدن فداكاري، ابهت و صلاحيت يك ملت در نزد ملل ديگر شده و خود موجب بازدارندگي و كاستن از تهاجم پذيري جامعه مي‌گردد.

منابع:
1- اشرف، احمد (1375) ؛ هويت ايراني، گفت و گو، ش 3
2- (1380)؛ اطلس راهنما-2 ،خرمشهر در جنگ، انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.
3- بختياري، مسعود و نصرت الله معين وزيري (1373)؛ ارتش جمهوري اسلامي ايران در هشت سال دفاع مقدس ، ج 4، (نبرد بيت المقدس- آزادسازي خرمشهر)، نشر سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران، معاونت تبليغات و روابط عمومي
4- بوتول، گاستن (1355)؛ پولمولوژي (جنگ شناسي)، ترجمه فريدون سرمد، انتشارات دانشگاه ملي ايران
5- جنگيز، ريچارد (1381)؛ هويت اجتماعي، ترجمه تورج احمدي،‌نشر شيراز
6- سميعي، علي (1382)؛ كارنامه توصيفي عمليات‌هاي هشت سال دفاع مقدس، نشر نسل كوثر
7- گودرزي، حسين (1383)؛ هويت ملي در شعر پژمان بختياري، فصلنامه مطالعات ملي، ش 4، سال پنجم
8- وثوقي، منصور و علي اكبر نيك خلق (1374)؛ مباني جامعه شناسي، انتشارات خردمند.

منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8603020250

+ نوشته شده توسط سعید در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت |