حال پرسش اينجاست که آيا دو طرف جنگ، خواهان آغاز زود هنگام آن بودند، يا اينکه به آنان تحميل شد؟
اسراييل همواره از استقرار ده ها هزار شبه نظامی وابسته به حزب الله در آن سوی مرزهای شمالی خود که انواع موشک های کوتاه برد و ميانبرد در اختيار دارند، نگران بوده است.
اسراييلیها می دانستند که اين موشک ها روزی عليه آنها به کار گرفته خواهند شد بويژه روزی که اسراييل با حاميان منطقه ای حزب الله يعنی ايران و سوريه درگير شود. البته اسراييل ترجيح می داد که مشکل حزب الله از طريق اعمال فشار جهانی عليه سوريه و متحدان آن در لبنان حل شود.
فشار جهانی عليه سوريه که به تصويب قطعنامه ۱۵۵۹ شوری امنيت سازمان ملل منجر شد، خروج نظاميان سوری از خاک لبنان را در پی داشت، اما اين خروج به تضعيف مورد انتظار متحدان دمشق در لبنان نيانجاميد.
موقعيت حزب الله
با آنکه گروه های مخالف سوريه در غياب حضور نظامی اين کشور در لبنان با يکديگر متحد شدند، اما به رغم وعده های پی در پی، از منزوی کردن گروه های متحد سوريه در کشورشان باز ماندند و ماجرای پرونده قتل رفيق حريری نخست وزير فقيد لبنان هم در اين مورد کمک شايانی به آنها نکرد.
در واقع، بر خلاف آنچه در ظاهر جريان داشت، اين قدرت نظامی حزب الله بود که مانع از استعفای اميل لحود رئيس جمهور مورد حمايت سوريه در لبنان و اجرای بندهای مربوط به خلع سلاح شبه نظاميان در قطعنامه ۱۵۵۹ شد.
حزب الله با حمله به پايگاه ارتش اسراييل در شمال اين کشور و گروگان گرفتن دو سرباز، عملا خود را در شرايط جنگ با اسراييل قرار داد

با وجود فشارهای بين المللی بر سوريه و درخواست شورای امنيت برای خلع سلاح شبه نظاميان، حزب الله همچنان طرف قدرتمند مناقشه لبنان بود و ساير جناح ها و گروه های لبنانی هم چاره ای جز پذيرش اين واقعيت نداشتند.
قاعدتا در چنين شرايطی به نفع حزب الله نبود که خود را با ارتش اسراييل درگير کند و بسياری از امکانات خود را از دست بدهد. اما حزب الله با حمله به پايگاه ارتش اسراييل در شمال اين کشور و گروگان گرفتن دو سرباز، عملا خود را در شرايط جنگ با اسراييل قرار داد.
احتمالا حزب الله تصور می کرد که يک حمله محدود نظامی به اسراييل سبب بروز جنگی تمام عيار با اين کشور نمیشود، اما چنين تصوری اشتباه بود.
موقعيت اسراييل
با توجه به روند تحول اوضاع در لبنان که نشانی از خلع سلاح حزب الله در آينده ای قابل پيش بينی نداشت، اسراييل در انتظار روزی بود که با قدرت نظامی خود، تهديد حزب الله عليه خود را خنثی و به تغيير آرايش سياسی در لبنان کمک کند.
یک زن مجروح اسرائیلی پس از اصابت موشکهای کاتیوشا به شهرک نهاریا در شمال اسرائیل

شايد حمله هفته گذشته حزب الله به پايگاه ارتش اسراييل، به لحاظ زمانی، برای دولت اهود اولمرت هم غافلگير کننده بود، اما در مجموع چيزی نبود که خارج از انتظار اسراييل باشد.
از نظر دولت اولمرت، بحران جاری زمينه را برای پايان دادن به تهديد حزب الله چه از طريق خلع سلاح آن و چه از راه نابودی امکانات نظامی و رفاهی اش فراهم کرده است.
ظاهرا اسراييل از خطرات رويارويی گسترده با حزب الله اطلاع دارد، اما در عين حال راهی جز تحمل اين خطرات پيش روی خود نمی بيند چرا که به زعم رهبران اسراييل، ادامه حيات حزب الله در جنوب لبنان فقط به قدرتمندتر شدن روز افزون اين گروه کمک می کند و تهديد عليه اسراييل را افزايش می دهد.
با توجه به اين شرايط، برخی از ناظران، ورود نابهنگام حزب الله به جنگ با اسراييل را مغاير سياست اغلب دورانديشانه اين گروه می دانند و پای ايران و سوريه را به عنوان طرف تحريک کننده حزب الله وسط می کشند.
فرجام مبهم طرفين
به هر حال، اگر حزب الله نه به ابتکار و اراده خود، بلکه به تحريک طرفهای ثالث به جنگ با اسراييل کشيده شده باشد، خود را در وضعيتی قرار داده که ممکن است بازنده اصلی جنگ کنونی شود.
گر چه حزب الله امکانات موشکی به نسبت گسترده ای برای ضربه زدن به اسراييل در اختيار دارد، اما بدون متحدی که عملا به حمايت از آن برخيزد، شانسی برای پيروزی ندارد و متحدان خارجی حزب الله نيز به رغم لفاظیهای تند به نظر میرسد نه اراده ای برای ورود به جنگ دارند و نه شايد امکان آن را.
يکی از راه های کمک به حزب الله از سوی متحدان خارجی اش رساندن سلاح به نيروهای آن است، اما با تخريب فرودگاه ها و جادههای ارتباطی و محاصره دريايی لبنان، چنين اقدامی تقريبا غير ممکن است.
اسرائيل و آمريکا ايران را متهم کرده اند که با حمايت از گروه شيعی حزب الله لبنان که اسرائيل را هدف حمله قرار داده، در ايجاد بحران تازه در منطقه ايفای نقش کرده است. در این تصویر یک زن لبنان مشغول جمع کردن اثرات انفجار راکت هواپیمای اسرائیلی می باشد.

محدود بودن سلاحهای حزب الله در برابر زرادخانه نامحدود اسراييل، جنگ دراز مدت را به زيان حزب الله رقم می زند و تعيين مدت زمان جنگ نيز فعلا در اختيار اسراييل است. اين در حالی است که اسراييل در جنگ با حزبالله چندان تحت فشار بين المللی نيست و حمايت افکار عمومی داخلی را هم با خود دارد.
قاعدتا اگر تلفات غير نظاميان در لبنان به طور چشمگيری افزايش يابد، فشار داخلی و خارجی بر روی دولت اولمرت برای پايان دادن به عمليات ارتش اسراييل در جنوب لبنان آغاز و سپس افزايش می يابد، اما دولت اولمرت برای گريز از اين فشارها احتمالا تاکتيکهای جنگی خود را عوض خواهد کرد.
